منفصل عالم ارتباط برقرار كند بلكه اگر قويتر شده و قدرت ارتباط و اتحاد با حقايق عالم عقل را بدست آورد مىبينيم كه مىتواند از آينده خبر بدهد زيرا درست است كه هنوز آينده در موطن عالم مادّه محقق نشده امّا آنچه كه در آينده به طور تدريجى و در بستر زمان و مكان مادّى طبيعى تحقق پيدا مىكند همه رقايقى هستند كه در عالم مثال و عالم عقل داراى حقايقى هستند و شما مىتوانيد در مقام ادراكات قواى باطنى و ادراكات ذاتى خود اين حقايق را اصطياد كرده و آنها را در مبادى عاليهشان بخوانيد و از آيندهشان خبر دهيد . مثل باغبانى كه هستهء خرمايى را در دست دارد و مىگويد اين هسته بعد از كاشته شدن در آينده به صورت درختى مىشود كه ريشهاش اينطور است و ساقهاش به اين شكل و رنگ است ، حجم شاخههاى اين درخت اينگونه مىباشد و ميوه اين درخت اين خصوصيات را دارا است ، مىبينيم باغبان موبهمو از آيندهء هسته خرما خبر مىدهد ، درست است آنچه را كه در آينده در بستر زمان موجود مىشود فعلا تحقق خارجى ندارد امّا همين الآن در اين هسته به نحو متن و به نحو لفّ و جمع و به صورت قوّه و استعداد تحقق دارد و يك خواننده زبردستى چون باغبان مىتواند هماكنون آنرا در متن همين قضا كه هستهء خرما است بخواند و لو اينكه الان در متن خارج تحقق پيدا نكرده است .
همانگونه كه ملاحظه مىفرماييد اخبار از غيب نيز در بخش وجود ذهنى قابل حلّ است و چقدر شريف است كه همين الان انسان كامل با صورت حقيقيّهء موجودهء شخص در عالم مثال منفصل ارتباط برقرار كند و او را بخواند و با وجود ذهنى ، صورت حقيقيهء فلان شخص را كه هنوز پا به عرصه عالم طبيعت نگذاشته يا واقعهاى كه اتفاق نيفتاده را هماكنون در جان خود انشاء كند بلكه در ديگران هم تصرّف نمايد و ديگران هم صورت و بافت ظاهرى بدن او و وقايع آينده اين
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 457
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٤٥٧