مباركشان را در دهان جمع نموده و من آنرا نوشيدم ، براى من هزار باب علم و از هر بابى هم هزار باب ديگر مكشوف شد . و اين امر ممكن نيست مگر بر اساس انشاء و ابداع دفعى نفس ناطقهء انسانى ، كه در آن مقام ديگر حرف از تدريج مطرح نمىباشد . و همينطور در تلقّى وحى « 1 » كه نفس ناطقهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرآن جمعى بسيط غيرمتناهى كه حاوى علم ما كان و ما يكون است را ابداعا و دفعتا تلقى نموده است ،
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
« 2 » .
بنا به فرمايش امام مجتبى عليه السّلام ، از آنجا كه قلب حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اوسع قلوب است لذا توانستهاند قرآن را يك جا تلقى نمايند . و اين همان غايت مقام نفس ناطقهء انسانى است . به همين خاطر حق متعال براى خلقت چنين مخلوقى به خودش تبريك گفته و فرموده است :
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 3 » . انسان نيز مانند پروردگارش صاحب قدرت و علم و اراده و حيات و سمع و بصر بوده و مظهر « يا من لا تأخذه سنة و لا نوم » مىباشد . يعنى نفس ناطقه انسانى نه پينگى و چرت دارد و نه خواب ، به تعبير ديگر ، او دائم يا در حال تدبير بدن بوده و يا در حال كشف و شهود ماوراء است . و اين يكى از لطايف معناى ؛ من عرف نفسه فقد عرف ربه ، مىباشد . يعنى از آنجا كه انسان به وزان حق است لذا اگر انسان قوا و حالات و مقامات خويش را بشناسد خدا را نيز قطعا شناخته است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : رسالهء انسان و قرآن .
( 2 ) . قدر / 2 .
( 3 ) . مؤمنون / 15 .