تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
توسعا لفظ اشباح را بر وجود ذهنى اطلاق نموده‌اند ، كه در اين صورت نزاع قائلين به وجود ذهنى و قائلين به شبح ، نزاع لفظى خواهد بود . يعنى قائلين به شبح مانند قائلين به وجود ذهنى ، اين واقعيت را قبول دارند كه وجود ذهنى با وجود خارجىاش ماهيتا يكى هستند ، لكن از وجود ذهنى تعبير به شبح كرده‌اند . به بيان ديگر آن‌كه ، مراد اين آقايان از اشباح ، همان وجود ذهنى است ، لكن در طول زمان به جهت تطور الفاظ ، ديگران اين لفظ را از موضع اصلىاش كه همان وجود ذهنى بود انصراف داده‌اند ، كه از اين قبيل تطورات در الفاظ بسيار است ، مثل لفظ صلوة كه قبل از اسلام به معناى مطلق دعا بود ولى بعد از اسلام در معناى افعال مخصوص استعمال شده است يا مثل لفظ فارس كه سابقا به كلّ ايران اطلاق مىشد و كم‌كم براى بخش كوچكى از ايران به نام استان فارس اصطلاح شد . نكتهء مهم آن است كه با توجه به ارتباط تنگاتنگ الفاظ با معانى ، به طورى كه هر نوع تغييرى در لفظ باعث تغيير و تحوّل در معنا نيز مىشود ، اين امر ضرورى به نظر مىرسد كه در فهم آيات و روايات ، به كتب اصيل از جمله صحاح جوهرى ، جمهرهء ابن دريد ، منتهى العرب و فرهنگ جامع نوين و امثال آن بايد مراجعه نمود تا از خطاهاى حاصلهء از تطورات الفاظ در امان ماند .

اصل هشتم : تشبه انسان به حق متعال در ذات و صفات و افعال . « 1 »

الباري تعالى خلق النفس الناطقة الإنسانية مثالا له ذاتا و صفاتا و أفعالا : فهى تنشئ إبداعا و تكوينا كبارئها فتبارك اللّه أحسن الخالقين ، و ذات قدرة و علم و إرادة و حياة و سمع و بصر لا تأخذه سنة و لا نوم ، و ذات مملكة شبيهة بمملكته تخلق ما تشاء و تختار ما
هامش
( 1 ) . اصل نوزدهم رسالهء النور المتجلّى .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 422 | داوود صمدى آملى