تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
الشايع و الجوهر المعقول جوهر بالحمل الاوّليّ و عرض بالحمل الشايع فلا استحالة .

ترجمه

[ نكات تشريحى ]

1 ) از بيانات مذكور ، آن اشكالى كه بر قول به وجود ذهنى وارد شده رفع مىشود . و آن اين است كه ذاتيات ماهيات بنابر نظريه وجود ذهنى محفوظند ، پس اگر ما جوهرى را تعقل كنيم به دليل محفوظ بودن ذاتيات ، آن متعقل ما نيز جوهر خواهد بود و نيز جوهر تعقل شده بعينه عرض مىباشد زيرا قائم به نفس است به نحو قيام عرض به موضوعش ، پس لازم مىآيد آن جوهر تعقل شده ، هم جوهر باشد و هم عرض و محال بودن اين مطلب آشكار است . 2 ) طريق دفع اشكال فوق اين است كه بگوييم ، آنچه محال است يكى بودن جوهر و عرض به حمل شايع صناعى است ، و حال اين‌كه جوهر معقول به حمل اوّلىّ جوهر و به حمل شايع عرض است ، پس محالى پيش نمىآيد .

اشكال وحدت جوهر و عرض در وجود ذهنى جوهر

جناب علامه پس از القاء اصل عدم اندراج ماهيات در تحت معقولات ، متعرض اشكالاتى مىشوند كه مادهء اشتراك تمامى آنها عدم توجه بدان اصل مذكور است ، و لذا پس از طرح هريك ، شروع به ردّ آنها مىنمايند . لازم به تذكر است ، بيشتر اين مباحث در محدودهء علم حصولى است نه علم شهودى كه عين ذوق و عين شهود است و اگر هم بحث وجود ذهنى در آن‌جا مطرح شده بايد مطابق با شأن علم حضورى مطرح گردد . اما اكنون بحث پيرامون مسأله علم حصولى است و علم حصولى هم مربوط به ماهيات اشياء است و