تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
اعادهء اين موجودات شده‌اند و حال اينكه در مسالهء معاد اصلا نيازى به اين بحث نيست و اساسا آن چيزى كه موضوع بحث معاد قرار مىگيرد اصلا معدوم نمىشود تا نياز به اثبات اعادهء آن باشد و متأسفانه تفوه به امورى مانند اين باعث شده كه مورد سخريّه ديگران قرار بگيريم . تا ان شاء اللّه در جاى خود مبسوطا وارد اين بحث شويم . حكايتى را حضرت آقا نقل مىكردند كه روزى در حياط حرم حضرت معصومه عليها السّلام ايستاده بوديم و كتاب منظومه ملا هادى سبزوارى قدّس سرّه در دستمان بود . بندهء خدايى آمد و از ما سؤال كرد : اين چه كتابى است كه در دستتان است ؟ عرض كرديم : منظومه جناب سبزوارى است . گفت مگر نمىدانيد كه كتاب منظومه از كفريات است ؟ ! عرض كردم : چطور ؟ ! ايشان كتاب را از من گرفت و آن را باز كرد و چه عجب كه همين بحث استحالهء اعادهء معدوم آمد و به ما گفت : ببين فلاسفه مىگويند معاد باطل است چون ايشان مىگويند : انسانى كه مرده و معدوم شده محال است كه اعاده شود و بار ديگر براى گرفتن جزاى عملش بازگردد و از اين گونه فرمايشات كه حاكى از جهل گوينده است و شخص معترض نتوانست واقعيت را بيابد .

متن

1 ) و قد أقاموا على ذلك حججا هي تنبيهات بناء على ضروريّة المسألة : و منها : أنّه لو جاز للموجود في زمان أن ينعدم زمانا ثمّ يوجد بعينه في زمان آخر ، لزم تخلّل العدم بين الشيء و نفسه و هو محال ، لاستلزامه وجود الشيء في زمانين بينهما عدم متخلّل . 2 ) و منها : أنّه لو جازت إعادة الشيء بعينه بعد انعدامه جاز إيجاد ما يماثله من