تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
معادى كه اديان الهى از آن سخن مىگويند همان اعاده معدوم است . ايشان بر اثبات مدعاى خود استدلال نموده‌اند به اينكه اگر اعاده معدوم به عينه محال باشد ، سبب اين امتناع يا ماهيّت شىء است و يا لازم ماهيت آن است ، اگر سبب امتناع يكى از اين دو بود نبايد شىء از همان اول موجود مىشد اما اگر سبب امتناع امرى بيرون از ماهيت بود در اين صورت با زائل نمودن آن امر مىتوان امتناع را زائل كرد و شىء را دوباره ايجاد نمود . 6 ) و اين استدلال رد مىشود بدين بيان كه سبب امتناع اعادهء معدوم امرى است كه لازمهء وجود معاد است نه لازمهء ماهيت آن . و اما دربارهء آنچه كه اديان الهى از آن سخن گفته‌اند بايد گفت حشر و معاد ، انتقال از نشئه‌اى به نشئهء ديگر است و بوجود آمدن اشياء پس از انعدام آنها نيست .

دليل اول بر امتناع اعاده معدوم

جناب علامه در ادامه مىفرمايند : فلاسفه براى اثبات امتناع اعاده معدوم ادله‌اى را اقامه نمودند كه به جهت وضوح اين مطلب ، تمامى اين ادله به عنوان تنبيهاتى به شمار مىآيند . دليل اولى كه جناب علامه قدّس سرّه از ايشان ذكر كرده ، اين است كه اگر شيئى در زمانى موجود شود و در زمانى بعد از آن معدوم گردد و پس از مدتى بار ديگر موجود شود بطوريكه اين وجود دوم همان وجود اول باشد ، لازم مىآيد كه بين يك شىء و ذاتش ، عدم تخلل يابد و اين محال است زيرا اين امر موجب آن است كه يك شىء در دو زمانى كه عدم بين آن دو زمان فاصله شده بوجود آيد .