تشخّص هر شى به يك وجود خاص است
عنوان بحث لا تكرّر في الوجود در عرفان به صورت لا تكرّر في التجلّي بيان شده و بدين جهت اين بحث در عرفان از معناى شريفتر و لطيفترى برخوردار است . در كتبى همچون كتاب منظومه ملا هادى سبزوارى قدّس سرّه اين بحث به عنوان في استحالة اعادة المعدوم بعينه ، مطرح شده است . حقيقت امر اين است كه تمام اين تعابير بايد در يك جا جمع شود تا محصّل بتواند به يك نتيجه نهايى برسد .
اكنون فرمايش جناب علامه اين است كه حقيقت خارجيه و هويت عينيّهء هر موجودى كه در نظام هستى تحقق دارد ، همان وجودش مىباشد ، زيرا وجود اصيل و ماهيت اعتبارى است .
در اصل پنجم دروس معرفت نفس آمده است : واقعيت و حقيقت هر چيز هستى است .
نكتهء قابل توجه اينكه هويت عينيهء هر موجودى بر غير آن موجود صادق نيست . يعنى وجود كتاب مثلا غير از وجود قلم و غير از وجود مركّب است . لذا از هويت عينيهء خاص هر موجودى تعبير به تشخص مىشود . پس هر شيئى به يك وجود خاص متشخّص است و ممكن نيست كه وجودى دو تشخّص داشته باشد ، چراكه در اين صورت هويت عينيّهء آن بايد در عين يكى بودن كثير باشد و اين موجب اجتماع نقيضين شده و محال است .
استحالهء وجود مثلين به تمام جهات
همچنين محال است كه ما دو شى متماثل به تمام جهات داشته باشيم . يعنى ممكن است كه ما در بعضى از جهات همچون رنگ و اندازه ، دو شى متماثل داشته باشيم اما تحقق دو شى متماثل به تمام جهات كه اعم است از ذات و