خارجى وجود كه اشياء گوناگون و ملزومات مفهوم وجودند ، حمل مىشود .
منتهى حمل مفهوم وجود بر اشياء گوناگون به حمل تواطؤ يا تساوى نيست ، يعنى اطلاق وجود بر واجب تعالى ، اولى و اقدم و اشد است نسبت به صدق اطلاق وجود بر ماه و زمين و غير آن . و اين تشكيك در صدق عنوان مفهوم وجود بر ملزومات خود مىباشد كه از آن تعبير به تشكيك عامى مىكنند .
در ادامه آن مؤثر آمده است : ذهب المتاخرون من المشّاء إلى ان الوجودات العينيّة حقائق متباينة به تمام ذواتها البسيطة لا بالفصول ليلزم التركيب في الوجود و يكون الوجود المطلق جنسا ، و لا بالمصنفات و المشخصات ليلزم التركيب في الوجود ايضا و يكون الوجود المطلق نوعا ، بل المطلق العرض لازم لها بمعنى انه خارج محمول اى محمول من صميمة لا انه عرضي بمعنى المحمول بالضميمة . لان العارض و المعروض في المحمول بالضميمة شيئان و المعروض اى المحمول سابق على العارض اى الحامل . . . .
توضيح آن اينكه متاخرين از مشّاء معتقدند هركدام از وجودات خارجى حقايق متباين به تمام ذات نسبت به يكديگر هستند ، يعنى وجود زمين غير از وجود خورشيد و وجود خورشيد غير از وجود انسان و حيوان و نبات است .
علاوه بر اينكه وجود آنها بسيط مىباشد ، يعنى مركب از جنس و فصل نيست تا وجود مطلق ، جنس آن قرار گيرد ، چراكه در اين صورت تركيب در وجود لازم مىآيد و حال اينكه وجود مركب نيست ، چه اينكه وجود آنها مركب از مصنفات و مشخصات نيست تا وجود مطلق ، نوع آنها قرار گيرد . پس وجود همه موجودات حقيقى بسيط مىباشد .
در ادامه مىفرمايند : حمل مفهوم وجود بر اعيان خارجى از نوع حمل من صميمه مىباشد يعنى حملى كه از حاقّ ذات موضوع اخذ شده است ، بدين صورت كه ما از متن ذات اشياء مفهوم وجود را اخذ كرده و بر آنها حمل مىكنيم . بر خلاف حمل من ضميمه كه چيزى خارج از ذات شىء بر شىء حمل
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: داوود صمدى آملى
ص٢٤٢