تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
موجودات ، انسان و بعضى اسب و بعضى شجر و بعضى غير آنند و گاهى از اين جهت است كه بعضى موجودات بالفعل و بعضى بالقوه و بعضى كثير و بعضى واحد هستند و لذا مىتوان كثرت را به دو قسم كثرت ماهوى و كثرت وجودى تقسيم كرد .

كثرت ماهوى

كثرت ماهوى ، كثرتى است كه منشأ آن ماهيت بوده و به تبع وجود در خارج متحقق مىشود چراكه وجود اصيل و ماهيت اعتبارى است و لذا اتصاف وجود به اين نوع كثرت به تبع ماهيت مىباشد ، يعنى منشأ اين كثرت وجودى ، تغاير ماهيات در مقام خارج است . كثرت ماهوى همان كثرتى است كه اغلب در محاورات روزانه مورد استفاده قرار مىگيرد و مىگويند اين زمين است و آن آسمان ، اين انسان است و آن حيوان ، اين درخت است و آن سنگ و . . . اين كثرت يك كثرت ظلمانى است چرا كه عامه آنها را امورى متباين بالذات و گسيخته از يكديگر مىپندارند و خيال مىكنند ، حقيقت حق سبحانه وراى تمام اين كثرات ، در موطن ديگرى سلطنت مىكند ، غافل از اينكه اين كثرت ، كثرت اعتبارى ظلمانى است كه به تبع وجود متحقق مىشود و وجود در متن تمامى اين كثرات سريان دارد كه همه اين ماهيات حدود و ظهورات اويند .

كثرت وجودى

كثرت وجودى ، كثرتى است كه به متن وجود بازمىگردد . به تعبير جناب علامه ، اين كثرتى است كه به جهت تقسيماتى كه بر نفس وجود عارض مىگردد ،