شود و اين محال است .
حقيقت وجود به علم حصولى در نمىآيد
نكتهء بسيار مهمى كه جناب علامه به آن متذكر مىشوند اين است كه براى حقيقت وجود ، صورت عقليهاى فرض نمىشود و لذا به هيچوجه نمىتوان به حقيقت وجود ، علم حصولى پيدا كرد بلكه فقط مىتوان به آن حقيقت علم حضورى شهودى پيدا كرد . و اگر مىبينيم كه مىتوانيم وجود را به علم حصولى دريابيم ، آن مفهوم وجود است كه معلوم به علم حصولى مىشود و الّا حقيقت وجود هرگز معلوم به علم حصولى نمىشود و حتى جناب شيخ الرئيس بو على سينا كه پدر جدّ منطق و علم حصولى است بر اين مطلب اذعان دارد . بر خلاف ماهياتى كه در خارج موجودند ، زيرا همهء آنها معلوم به علم حصولى مىشوند .
جناب علامه در ادامه مىفرمايند : و نيز از مطالب گذشته روشن مىشود كه نسبت مفهوم وجود به وجودات خارجى ، نسبت ماهيت كلى به افراد خارجىاش نيست . زيرا در نسبتى كه بين ماهيت كلى و افراد خارجى آن است ، صورت عقليه وجود دارد و حال اينكه ما گفتيم بين حقايق خارجى وجود صورت عقليهاى وجود ندارد تا نسبت آنها با مفهوم همان نسبت افراد خارجى ماهوى با ماهيت كلى باشد .
فرق مفهوم با ماهيت
آخرين نكتهاى كه جناب علامه در اينجا يادآور مىشوند ، فرق بين مفهوم و ماهيت است . مفهوم اشياء مانند مفهوم ناطقيّت تا زمانيكه در خارج ، در غالب يك