تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦

فصل بيست و دوّم در عالم مادّى

عالم مادّى ، عالم محسوس بوده ، اخسّ ( يعنى پست‌ترين ) مراتب وجود مىباشد و از دو عالم عقل و عالم مثال ، متميّز مىگردد به اينكه صور ، در عالم مادّه از لحاظ ذات و فعل ، يا فعل تنها ، متعلّق به مادّه گرديده و نيز صور ، متوقّف بر استعداد ( در مادّه براى صور ) مىباشد . پس كمالاتى كه براى انواع مادّه است در اوائل وجود ، به صورت بالقوّه است سپس از قوّه به‌تدريج بسوى فعليّت حركت مىكند و چه‌بسا مانعى و عائقى از كمال اين مادّه جلوگيرى مىكند پس در عالم مادّه علل با يكديگر مزاحم و مانع يكديگر مىگردند و بحث‌هاى علم طبيعى و رياضى در دوران‌هاى اخير با اجزاء كثير اين عالم مادّه و نسبت‌هاى موجود بين اين اجزاء و نظام مادّى ، برخورد علمى كرده و آنها را كشف و يافته است و درعين‌حال شايد مجهول‌هاى اين عالم مادّه ، به مراتب بيشتر از معلوم‌ها و كشفيّات آن باشد « 1 » . در بحثهاى سابق روشن گرديد كه عالم مادّه ، در عين اينكه بين اجزاء آن ، ارتباط و اتّصالى وجود دارد درعين‌حال واحد سيّالى در ذاتش بوده و متحرّك در جوهرش مىباشد و بدنبال حركت در جوهر ، اعراض آن در حركت بوده ، آن را متابعت مىنمايد و غرض و غايتى كه اين حركت عامّ ، به آن منتهى مىگردد ، همان تجرّد است ( يعنى اشياء مادّى با حركت جوهرى و بدنبال آن حركت در عرض ، بسوى تجرّد از مادّه حركت مىكند ) همانطور كه در
هامش
( 1 ) - براى كسب اطلاع بيشتر در اين مورد « انسان موجود ناشناخته تأليف « الكسيس كارل » مراجعه كنيد . ( شارح )