تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
مرحلهء قوّه و فعل در اين كتاب به آن اشاره گرديد ( مراجعه كنيد ) . و چون اين عالم مادّه همين ، حركت است و در جوهر خويش متحرّك و وجودش يك وجود سيّال بوده ، جريان و سيلان دارد و چون هويّت اين عالم ، عين تجدّد و تغيّر است نه اينكه شىاى است كه تجدّد و تغيّر بر آن عارض مىگردد ازاين‌رو ارتباط عالم مادّه با علّت ثابتى كه منزّه از تجدّد و تغيّر است براساس صحيحى قرار مىگيرد . « 1 » پس جاعلى كه وجود ثابت دارد آنچه را كه او در ذاتش متجدّد و متغيّر است جعل ( و ايجاد ) كرده است . نه اينكه شىء را متجدّد و متغيّر جعل كرده است ( يعنى ذات شىاى داشته باشيم و جعلى به آن متعلّق شده و اين ذات ، تجدّد و تغيّرى داشته و جعل ديگرى به آن متعلّق شده باشد و در حقيقت دو جعل نيست يكى جعل ذات و ديگرى جعل ذات به صورت متجدّد و متغيّر ، بلكه تنها جعل شىاى كه در ذاتش متغيّر و متجدّد است ) . با اين نكتهء ( اخير ) اشكال استناد متغيّر به ثابت و ارتباط حادث بقديم كه اشكال معروفى است حلّ مىگردد ( دقّت كنيد ) .
هامش
( 1 ) - اسفار ج 3 ص 133 و ص 141 . ( شارح )