تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
اين ممكن ، اشرف مىباشد قبل از آن ، موجود بوده است . جمعى از حكماء بهاء بيشترى بر اين قاعده قائل شده ، عدّه‌اى از مسائل را براساس اين قاعده قرار داده و توجيه نموده‌اند ( از جمله آنان ملّاصدرا در اسفار است ) .

تقريب ملّاصدراء در قاعدهء امكان اشرف

خلاصهء تقريب ايشان ، اين است كه ممكن اخسّ هنگامى كه از ناحيهء بارىتعالى موجود بشود واجب است كه ممكن اشرف قبل از آن ، موجود شده باشد . زيرا اگر جايز باشد كه ممكن اشرف همزمان با ممكن اخسّ ، موجود بشود واجب مىشود كه از ناحيهء واجب لذاته ، در مرتبهء واحده براى ذات واحدى از جهت واحد دو شىء موجود بشود و آن محال است و اگر جايز باشد كه ممكن اشرف ، بعد از ممكن اخسّ و به واسطه‌اى ، موجود بشود لازم مىآيد كه معلول از علّت‌اش ، اشرف و اقدم باشد و آن نيز محال است . و اگر جايز نباشد كه ممكن اشرف ، موجود بشود ( به جهتى مانعى ) نه قبل از ممكن اخسّ و نه بعد از آن ، و نه مقارن يكديگر ، با اينكه وقوع آن ، ممكن است به امكان وقوعى كه عبارت است از بودن شىء به حيثيّتى كه از فرض وقوع آن ، محال لازم نمىآيد حال اگر فرض كنيم وجود ممكن اشرف را ، و اين ممكن اشرف ، نه از ناحيهء واجب لذاته صادر شده باشد و نه از ناحيهء يكى از معلولاتش و درعين‌حال بر امكان خود ، باقى باشد در اين‌صورت بالبداهه وجود اين ممكن اشرف ، استدعا مىكند جهتى را كه مقتضى وجودش مىباشد و اين جهت مقتضى از جهت مقتضى موجود در واجب لذاته براى ايجاد ، اشرف مىباشد و در نتيجه لازم مىآيد كه ممكن مفروض به جهت امكانش استدعا مىكند علّت موجدى را كه اعلى و اشرف است از واجب لذاته و اين نيز محال است زيرا واجب بالذّات ، فوق غيرمتناهى است به غيرمتناهى از لحاظ شدّت وجود و در نتيجه ، وجود ممكن اشرف ، قبل از وجود ممكن اخسّ ثابت مىگردد و آن مطلوب است .