تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
صدق آن بر كثيرين باشد ( چنان كه اهل منطق اين معنا را از كليّت اراده مىكنند ) . اشكال اين دليل نيز ، اين است كه افعال هرنوع و آثار آن ، مستند به صورت نوعيّه است و اگر اين استناد نبود هيچ‌نوع جوهرى از نوع ديگر مثلش ، متميّز نمىشد و دليل بر مستند بودن اين افعال و آثار ، به صورت نوعيّه ، همان آثار مختصّ بهر نوعى است كه نياز دارد كه به چيزى قيام داشته و به چيزى مستند باشد تا مبدأ قريب و نزديك آن افعال و آثار بوده باشد .

دليل سوّم - امكان اشرف « 1 »

امكان اشرف قاعده‌اى است كه با اين قاعده ، استدلال بر ثبوت « مثل افلاطونيّه » مىشود . خلاصهء اين قاعده اين است كه هنگامى كه ممكنى موجود شده و از ممكن ديگرى پست‌تر ( اخسّ ) مىباشد واجب است موجودى اشرف از اين موجود ، قبل از آن ، موجود باشد . و شكّى نيست كه او از لحاظ جميع كمالات انسانى ، بالفعل است ، او از انسان مادّى كه نسبت به اكثر كمالات انسانى ، بالقوّه است اشرف مىباشد پس وجود انسان مادّى ، دليل است بر وجود مثال عقلى قبل از آن و هم‌چنين وجود افراد مادّى براى هرنوع مادّى ، دليل است بر وجود رب النّوع اين افراد مادّى قبل از اين افراد و اين ربّ النّوع ، فردى از نوع بوده ، از همان اوّلين مرحلهء وجودش ، مجرّد بوده ، كمالات مربوط بنوع در آن فعليّت داشته و ساير افراد را از قوّه به فعل ، خارج كرده ، آنها را تدبير مىنمايد .

اشكال اين دليل :

اشكال در اين دليل ، اين است كه جريان قاعدهء امكان اشرف ، مشروط است به اينكه اخسّ و اشرف هردو داخل تحت ماهيّت نوعى واحدى باشند تا وجود اخسّ ، در خارج دلالت بكند كه اشرف به حسب ماهيّتش ممكن است موجود باشد و مجرّد صدق مفهومى ( و يك كمالى ) بر يك شىء دلالت نمىكند بر اينكه اين شىء حقيقتا فرد اين مفهوم مىباشد همانطور كه هر علّت ايجادكننده ( موجد ) واجد جميع كمالات معلول است كمالاتى كه اين
هامش
( 1 ) - حكمة الاشراق ص 143 - اسفار ج 2 ص 58 و ج 7 ص 247 و ص 60 . ( شارح )
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 620 | الشيخ حسين الحقاني