تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
تفصيل وجودات در عالم خارج و متن واقع ) مىباشد .

ارجاع كلام خدا بقدرت او

( اين بود حاصل كلام فلاسفه در مورد كلام خدا و لكن ) ممكن است مطلب را طورى تحليل كنيم كه حقيقت معناى كلام ، به نحوى از معناى قدرت برگردد ( پس در حقيقت ، كلام خدا يعنى قدرت او بر تكلّم و اداء و بيان مقصود خويش به نحوى از انحاء كه مناسب ساحت قدس ربوبى است ) و در اين‌صورت ديگر نياز و ضرورتى پيدا نمىشود كه بحث كلام خداوند را از بحث قدرت او جدا ذكر كنيم . علاوه بر اين جميع معانى وجودى گرچه متوغّل در ماديّت بوده ، و پيچيده و محفوف به عدمها و نقصها مىباشد و لكن ممكن است به تحليل عقلى و حذف نقصها و عدمها بر صفتى از صفات ذاتى خداوند برگردد ( پس در حقيقت همه‌چيز به او منتهى ميگردد و از مراتب وجود او مىباشد ) .

اشكال

عين مطلب بالا دربارهء ارجاع كلام به قدرت ، در مورد شنوائى و بينائى خداوند نيز جارى مىگردد زيرا آن‌دو ، دو نحوه از علم خداوند به شمار ميروند با اينكه فلاسفه آن‌دو را از قدرت خدا جدا كرده و هردو را دو صفت از صفات ذاتى خداوند محسوب داشته‌اند .

پاسخ

جدائى اين دو صفت از قدرت به ورود آن‌دو در كتاب و سنّت به‌عنوان وصف ذاتى پروردگار ذكر شده است امّا كلام در كتاب كريم « 1 » جز به‌عنوان صفت فعل خداوند وارد نشده است .
هامش
( 1 ) - سورهء نساء و آيهء 164( كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً )- سورهء نور آيهء 16( إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ ) .( شارح )