تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١

فصل شانزدهم در اراده و كلام خداوند

فلاسفه در قول مشهور ، اراده و كلام را از جملهء صفات ذاتى واجب بالذّات ميدانند امّا بحث از اراده ، ضمن بحث در قدرت گذشت ( مراجعه كنيد ) امّا حاصل نظر فلاسفه در كلام خداوند چنين گفته شده است : « كلام در عرف ، لفظى است كه به دلالت وضعى دلالت مىكند ، بر مطلبى كه در ذهن و ضمير گويندهء كلام وجود دارد » پس كلام ، موجود اعتبارى است كه در نزد شخص آشنا به وضع لغات و الفاظ بدلالت وضعى اعتبارى ( و قراردادى ) دلالت بر مطلبى مىكند كه در ذهن متكلّم موجود است و از اينجا به اين اعتبار كلام ، وجود لفظى مبناى ذهنى شمرده مىشود همانطور كه معناى ذهنى ، وجود ذهنى و مصداق خارجى آن وجود خارجى براى شىء شمرده مىشود . پس اگر در اينجا موجود حقيقى به نحو دلالت حقيقى غيراعتبارى دلالت بر شىاى بكند ، مثل اثر دالّ بر مؤثّر و مثل معلولى كه به جهت داشتن كمال وجودى در ذات خويش دلالت بر كمالى در علّت خويش به نحو اعلى و اشرف مىكند در اين‌صورت شايسته‌تر و سزاوارتر است به اينكه اين دلالت ، كلام ناميده شود ، به جهت اصالت وجود اين نوع دلالت و قوّت دلالت آن . و اگر موجودى مانند واجب الوجود را در نظر بگيريم كه ذاتش از هرجهت بسيط باشد ، و براى او تمام كمالات موجود در عالم خلقت و آفرينش به نحو اعلى و اشرف ثابت شده باشد ، بطوريكه تفاصيل صفاتش كه عين ذات مقدّسش مىباشد كشف از اجمال ذات او مىكند ، اين نيز در حقيقت كلامى است كه بذاتش دلالت بر ذاتش مىكند و اجمال ( در ذات مقدّسش عين