و از اينجا ظاهر مىگردد كه نظام جارى خلقت ، متقنترين نظامها و استوارترين آنها مىباشد زيرا اين نظام بر روى دقيقترين علمى كه راهى براى ضعف و سستى در آن متصوّر نيست استوار است .
عوالم سهگانه در عالم وجود :
عالمهاى كلّى وجود ، همانطور كه سابقا اشاره به آن رفته است ، سه عالم است و عقلا عالم چهارمى متصوّر نيست ، زيرا يا وجودى است كه در آن تنها قوّه و استعداد بوده ، در ابتداء پيدايش آن ، كمالات اوّليّه و ثانويّهء ممكن ، در آن جمع نشده است ، اين عالم را عالم مادّه و قوّه مىنامند .
و يا وجودى است كه در آن كمالات اوليّه و ثانويّهء ممكن ، از همان ابتداء پيدايش در آن ، جمع شده است ، پس در اين نوع از وجود ، تصوّر مىشود كمالى پديد آيد كه قبل از آن نبوده است .
و اين نحو از وجود نيز يا مجرّد از مادّه است ( يعنى جرم مادّه را ندارد ) و لكن آثار مادّه از كيفيّت و كميّت و ساير اعراض عارض بر اجسام مادّى را دارد و يا بطور كلّى عارى و خالى از مادّه و آثار مادّه هردو مىباشد .
اوّلى را « عالم مثال » ( يعنى عالمى كه جرم و مادّه ندارد و لكن آثار آن از شكل و رنگ و وزن و . . . را دارد ) و دوّمى را « عالم عقل » مىنامند .
پس عوالم ، سه تا بوده و از لحاظ شدّت و ضعف ، مترتّب بر يكديگر مىباشند و اين ترتّب طولى به نحو عليّت و معلوليّت مىباشد .
پس مرتبهء وجود عقلى ، معلول واجب بالذّات بدون واسطه بوده ، علّت متوسّط بر عالم پائينتر از خود كه عالم مثال » است مىباشد و مرتبهء مثال نيز معلول عقل بوده ، علّت است براى مرتبهء پايينتر از خود كه عالم مادّه و ماديّات است .
سابقا به آن اشاره كرديم و در آينده نيز ( در فصل نوزدهم ) توضيح آن خواهد آمد .
پس مرتبه وجود عقلى بالاترين مراتب وجود امكانى و نزديكترين مرتبه به واجب