تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠

درس شصت و پنجم ( 65 )

فصل پانزدهم در حيات خداوند « 1 »

حيات ، نزد ما كه يك نوع از انواع حيوانات هستيم بودن شىء است به حيثيّتى كه درك مىكند و فعل انجام ميدهد و ادراك عامّ و عمومى در جميع حيوانات ، همان ادراك حسّى زائد بر ذات ( حيوان ) مىباشد و فعلى ( كه حيوانات انجام ميدهند ) فعل محدودى است كه از علم به آن فعل و ادراك آن ، ناشى مىگردد . پس علم و قدرت از لوازم حيات هستند و اين‌دو ، عين حيات نيستند زيرا مفارقت و جدائى علم و حيات و هم‌چنين مفارقت قدرت با حيات را در برخى از زمانها جايز ميدانيم پس حياتى كه در حيوان است مبدأ وجودى است كه علم و قدرت بر آن مترتّب مىگردد . و چون شىء داراى علم و قدرت در حالى كه هردو زائد بر ذات شىء ميباشند ، داراى حيات مىباشد و حيات نيز كمال وجودى آن شىء به شمار ميرود از اينجا مىگوئيم موجوديكه علم او و قدرت او عين ذاتش بوده و داراى تمام كمالات باشد او سزاوارتر است به اينكه حىّ ناميده شود و او واجب بالذّات است پس واجب بالذّات زنده است بذات خويش و حيات او همان حيثيّتى است كه مىداند و تقدير مىكند و منشأ علم او بر هرچيزى ذات او است و قدرت او همان مبدئيّت او بذات خويش براى تحقّق هر شىاى غير خودش مىباشد .
هامش
( 1 ) - اسفار ج 6 ص 413 - حكمة الاشراق ص 117 - اسفار ج 6 ص 417 و ص 418 . ( شارح )
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 580 | الشيخ حسين الحقاني