خلاصهء درس شصت و سوّم :
قدرت كه از جملهء كمالات وجودى به شمار ميرود تنها در فعل محقّق است نه در انفعال ، آن هم نه در هر فعلى بلكه در فعلى كه فاعل آن به آن فعل علمى است پس فاعلهاى طبيعى ، داراى قدرت نيستند و نيز قدرت در فعل علمى است كه علم به آن ، فاعلش را بر فعل تحريك و وادار سازد پس مبدأيّت انسان بر افعال طبيعى بدنش قدرت نيست گرچه انسان به آن علم دارد و نيز لازم است كه فعل براى فاعل كمال بوده و خود فاعل بنفسه مقتضى انجام فعل است .
مطالب بالا ما را به كشف معناى قدرت و قيود موجود در تعريف آن هدايت مىكند و حاصل قيود موجود در قدرت انسان به اينترتيب است :
1 - مبدأيّت قدرت براى فعل .
2 - علم به اينكه فعل براى فاعل ، خير است .
3 - علم به خير بودن فعل براى فاعل علمى ، ملازم است با بودن فاعل داراى اختيار در فعلش .
4 - شوق به فعل .
5 - ارادهء فعل .
امّا در مورد خداوند قدرت ، عين ذات متعالى بوده و براى او واجب است لكن خداوند داراى شوق نيست و نيز داراى اراده بهمعناى كيفيّت نفسانى نيست .
سپس استاد علّامه معناى قدرت در مورد خداوند را ضمن طرح اشكال و پاسخ از آنها معناى قدرت و اراده در مورد خداوند را كاملا توضيح و شرح ميدهد و برخى از ابهامات مربوط به قدرت و ارادهء موجود در ذات پروردگار را بر طرف مىسازد .