پاسخ
لفظ همانطور كه استعمال مىشود و از آن معناى حقيقيش اراده مىگردد همينطور استعمال مىشود و از آن لوازم معناى حقيقى و آثار متفرّع بر معناى حقيقى از باب توسّع در استعمال و بهعنوان مجاز اراده مىگردد ، و صفات انتزاعشده از مقام فعل چون قائم به فعل بوده و با حدوث فعل حادث مىگردند و از ذات قديم بالذّات ، متأخّر بالذّات است ازاينرو محال است ذات واجب بالذّات متّصف به آن گردد ، خواه اينكه اتّصاف به نحو عينيّت باشد يا به نحو عروض چنان كه سابقا روشن گرديد ، مگر اينكه از اين صفات ، لوازم معناى حقيقى و آثار متفرّع بر آن بهعنوان مجاز و توسّع در استعمال ، اراده گردد .
پس رحمت مثلا نزد ما انسانها تأثّر و انفعال نفسانى است كه از مشاهده فقير و نيازمند به كمالى مثل عافيت و صحّت و بقاء ، در نفس ما حاصل مىشود و بدنبال اين حالت نفسانى انسان داراى رحم شده ، نياز شخص فقير و مسكين را برآورده مىسازد پس رحمت ، صفت پسنديده بوده ، از سنخ كمال مىباشد و اين معنى از رحمت كه مستلزم تأثّر و انفعال است در مورد خداوند محال است پس خداوند بهمعناى حقيقى رحمت كه گفته شد متّصف نيست و لكن ( مىتوان معناى رحمت را توسعه داد و آن را ) از بر طرف شدن حاجت و تلبّس او به غنى و بىنيازى ، معنائى انتزاع نمود كه آن صفت رحمت است و اين معنا را به خداوند نسبت داد زيرا اين معنى در مورد خداوند از لوازم معناى حقيقى رحمت است .
و چون رحمت ، به خداوند نسبت داده مىشود طبعا از آن صفت رحيم مشتقّ شده به عنوان صفت فعل خداوند ، محسوب مىگردد و عين اين كلام در ساير صفات فعل پروردگار نيز جارى مىگردد .
و ارادهء نسبت دادهشده به خداوند ، نيز از مقام فعل انتزاع شده است يا از خود فعلى كه در خارج موجود مىگردد پس آن فعل ، اراده است سپس ايجاب سپس وجوب ، سپس ايجاد ، و در نهايت وجود و يا از حضور علّت تامّه براى فعل ، انتزاع مىگردد ، چنان كه به هنگام مشاهدهء جمعآورى فاعل ، اسباب فعل را به اين منظور كه آن فعل را انجام دهد گفته مىشود كه او ، اراده كرده است فعل داراى اين خصوصيّات را انجام دهد .