تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨

ضعف قول ملّاصدرا و قول مشهور در معناى قضا

وجه ضعف اين دو قول اين است كه : صدق مفهوم قضا ( يعنى ايجاب حكم و قطعى بودن آن ) به مفهومش بر يكى از دو مرتبه از علم يعنى علم ذاتى و علم فعلى نفى نمىكند صدق قضا بر مرتبه ديگر علم را . پس حقّ اين است كه قضا دو نوع است ذاتى و فعلى همانطور كه بيان آن گذشت .

معناى قدر « 1 »

قدر عبارت از كميّت يا حدّى است در صفات و آثار و تقدير تعيين صفات و آثارى كه به شىء ملحق مىگردد به نحو تعيين علمى كه عمل به دنبال آن برحسب اقتضاى اسباب و ادوات موجود ، و وسعت آن ، مترتّب مىگردد . همانطور كه خياط ، پارچه را به اندازهء نمونهء لباس كه در اختيار دارد بريده و لباس را از روى آن ميدوزد و بنّاء بنائى را كه مىخواهد بسازد آن را بر مقدارى از زمين ( و نقشه آن ) برحسب وسعت آن ( كه علم به مشخّصات آن پيدا كرده ) منطبق و معيّن مىسازد و براى مقدارى از زمين و بناء اسباب و ادوات موجود نزد خود را منطبق و مورد استفاده قرار ميدهد سپس بنّاء برطبق مقدار معيّن اسباب و ادواتى كه اين بناء نياز دارد ، بناء را مىسازد . پس تقدير نسبت به شىء مقدّر به منزلهء قالبى است كه شىء مقدّر در آن قالب قرار مىگيرد پس شىء به مقدار آن قالب محدود بحدّى يا حدودى مىشود كه از آن مقدار تجاوز نمىكند . و اين معنى از قدر را اگر با تحليل عقلى به صورت حقيقى و واقعى درآوريم طبعا منطبق مىگردد بر حدودى كه ملحق مىشود به موجودات مادى از ناحيهء علل ناقصه‌شان از آن‌جهت كه براى اين موجودات صور علمى است در نشأت و عالمى كه فوق اين موجودات مادّى است ( از موجودات غير مادى از عقول و . . . ) زيرا براى هريك از علل ناقصه از اين
هامش
( 1 ) - قبسات ص 418 - اسفار ج 6 ص 292 و ص 293 . ( شارح )