پاسخ :
چنين نيست ، زيرا اختيار ، يكى از شرائطى است كه فعل انسان به وسيلهء آن محدود مىگردد و ما به تفصيل در دفع اين شبهه در مباحث وجود و در مباحث علّت و معلول سخن گفتيم ( مراجعه كنيد ) .
اشكال
شما با گفتار بالا ، كلام در باب قدر را عموميّت داديد ، زيرا قدر بناء بر تعريف بالا ، تعيين حدود بر شىء است ، از حيث صفات و آثارش در علم سابق بر وجود عينى كه وجود عينى ، تبعيّت اين علم سابق را مىكند اين تعريف ، ماهيّات امكانى را نيز شامل شده آن را عموميّت پيدا مىكند زيرا ماهيّات ، نيز حدودى هستند ، براى موضوعات خودشان كه آنها را از غير خودشان متميّز مىسازند و سلبها را ملازم با اين موضوعات مىگردانند بطوريكه موضوعات از اين حدود و سلبها تجاوز نمىكنند .
و سابقا گذشت كه هر شىء داراى ماهيّتى ، ممكن است و ذات هر ممكنى نيز ، مركّب از ايجاب و سلب مىباشد پس قدر ، هر امر ممكنى را نيز عموميّت داشته ، شامل آنها مىگردد خواه ممكن ، عقل باشد يا مثال معلّق ( يعنى عالم اشباح ) يا طبيعت مادّى و علم سابقى كه شىء بوسيله آن ، تقدير و اندازه خاصّ خود را مىپذيرد كه همان علم ذاتى واجب تعالى مىباشد .
حاصل كلام اينكه قدر به حسب عين ( و خارج ) همان تعيّن انتزاعشده از وجود عينى و خارجى است .
و تقدير ، عبارت از تعيّن علمى است كه وجود عينى و خارجى بدنبال آن تحقّق پيدا مىكند همانطور كه مورد قضاء الهى همان وجوب انتزاعشده از وجود عينى و خارجى است .
و قضاء عبارت است از ايجاب علمى ( يعنى ايجاب موجودات و ممكنات در علم خداوند ) است كه وجود عينى و خارجى را طلب مىكند كه بدنبال آن ، تحقّق پيدا كند خواه اين طلب تبعيّت ( و استتباع ) از حيث ماهيّت و ذات باشد ، يا از حيث صفات و آثار .