با عمرو است » اثبات مالكيت براى زيد و اثبات حق براى عمرو اثبات ضرورى است بطوريكه تزلزل و تردّدى را كه تخاصم و نزاع بين آندو در نتيجه قبل از قضاوت ايجاد كرده بود بر طرف مىگردد و خصومت پايان مىپذيرد و در نتيجه قضاء قاضى عبارت است از ايجاب او به امرى به صورت ايجاب علمى ، بطوريكه ايجاب خارجى نيز به اعتبار عقلى تابع آن مىباشد .
و اين معناى اعتبارى اگر بخواهد با تحليل عقلى ، معناى حقيقى غيراعتبارى را به خود بگيرد معناى قضا ، منطبق بر وجوب مىگردد ، وجوبى كه موجودات ممكن به جهت نسبت آنها به علل تامّشان متلبّس به آن وجوب مىگردند . زيرا يك شىء تا واجب نشده باشد موجود نمىگردد ( الشّى ما لم يجب لم يوجد ) و اين وجوب غيرى ، از جهت استناد آن به علّت تامّهء ايجاب مىباشد و در سلسلهء وجود امكانى ، شىاى نيست جز اينكه آن شىء ، واجب با ايجاب غير مىباشد ، و علل شىء همينطور ادامه پيدا كرده به واجب بالذّات منتهى مىگردد . پس واجب بالذّات ، علّت موجب اين علل و معلولات اشياء مىباشد .
و چون موجودات ممكن ، از اينجهت كه در مرتبهء وجود عينى خويش داراى نظام احسن است علم ، فعل واجب بالذّات محسوب مىگردند . پس آنچه كه از ايجاب در موجودات ممكن در مرتبهء وجودات عينىشان وجود دارد ، در حقيقت حكم و قضائى است از ناحيهء واجب بالذّات انجام گرفته است ، و فوق علم فعلى واجب بالذّات ، علم ذاتى او است كه به واسطهء اين علم هر شىء آنطور كه در اعيان موجود است براى واجب بالذّات ، علم ذاتى او است كه به واسطهء اين علم هر شىء آنطور كه در اعيان موجود است براى واجب بالذّات به تفصيل به نحو اعلى و اشرف و اصلح منكشف مىگردد پس قضاء الهى دو نوع هستند قضاء ( و جعل ) ذاتى خارج از عالم ( كه در مرتبهء ذات باريتعالى تحقّق دارد ) و قضاء فعلى داخل در عالم .
معناى قضا نزد مشهور « 1 »
قول منسوب به مشهور ، در معناى قضا عبارت است از علم موجودات مفارق عقلى
هامش
( 1 ) - قبسات ص 420 و ص 421 - اسفار ج 2 ص 50 - الهيّات شفا مقالهء دهّم فصل اوّل - طبيعيات شفاء فن سوم فصل 15 - اشارات نمط هفتم - مبداء و معاد ص 125 - اسفار ج 6 ص 292 . ( شارح )