پاسخ :
بودن ماهيّت حدّ ذاتى ( براى اشياء ممكن ) شكّى در آن نيست و لكن فلاسفه در بحث قدر ، ظاهر مفهوم آن را ، ملاحظه كردند و آن حدّى است كه ملحق به شىء مىگردد در صفات و آثارى كه براى شىء وضع و قرار داده شده است ، نه در اصل ذات پس قدر تنها در دائرهء و محدودهء طبائعى است كه به نحوى به مادّه تعلّق دارند و شامل ماوراء آنها نمىشود .
و غرض فلاسفه از گشودن بحث قدر ، بيان اين مطلب است كه ممكن در صفات و آثار يعنى در چيزهائى كه ممكن متّصف به آن مىگردد يا عملى را انجام ميدهد مستقلّ از واجب بالذات نبوده ، عنان و زمام ممكن به حال خود رها نشدهاست بلكه امر ممكن وابسته به واجب بالذّات بوده ، هيچ ممكنى تحقّق پيدا نمىكند جز اينكه خداوند او را مقرّر كرده است .
اين معنا نزديك به معناى قول فلاسفه مىباشد كه گفتهاند : « علّة علّة الشّى علّة لذلك الشّىء » يعنى « علّت علّت شىء ، علّت است براى اين شىء » .
« همانطور كه غرض فلاسفه از بحث قضا ، بيان اينكه ممكن ، وقوع پيدا نمىكند ، و محقّق نمىگردد جز به وجوب غير كه اين وجوب غير بالاخره منتهى مىشود به واجب بالذّات در علم سابق ( از وجود ممكن ) .
و اين معنى بقول فلاسفه نزديك است كه مىگويند : « الشّىء ما لم يجب لم يوجد » .
( شىء تا واجب نشده باشد موجود نمىگردد ) .