تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
پاسخ آن نيز در متن درس ذكر گرديده است . 7 - قول اكثر متأخّرين كه معتقدند براى خداوند علم تفصيلى به ذات خويش هست و اين علم همان علم اجمالى به اشياء قبل از ايجاد است و امّا علم تفصيلى ذات پروردگار به اشياء بعد از وجود اشياء است و دليل آن با اشكال وارد بر اين قول نيز در متن درس بيان گرديده است . 8 - قول مشّائين كه معتقدند براى ذات متعال علم حضورى به ذات خويش وجود دارد و نيز براى ذات او علم تفصيلى حصولى به اشياء هست با توضيح و تفصيلى كه در متن درس ذكر شده سپس از آن پاسخ داده شده است مراجعه نماييد . اكثر متكلّمين اين قول را انتخاب كرده‌اند و درعين‌حال به طرفداران اين قول كه علم قبل از ايجاد را كلّى شمرده‌اند ايراد گرفته‌اند . علّت گرايش متكلّمان به اين قول با اينكه بر اين قول ايراد گرفته‌اند اين است كه متكلّمين معتقدند كه علم تفصيلى قبل از ايجاد از قبيل علم حصولى است و اينكه علم تفصيلى بر حال خود قبل از وجود اشياء و بعد از وجود اشياء بدون تغيير باقى است . 9 - قول معتزله كه معتقدند براى ماهيّات در ظرف عدم ، ثبوت عينى است و اين ثبوت عينى ، متعلّق علم خداوند قبل از ايجاد است . اشكال اين قول نيز در متن درس بيان گرديده است . 10 - قول صوفيّه كه معتقدند براى ماهيّات ، ثبوت علمى است و اين ثبوت علمى ، تابع اسماء و صفات خداوند بوده و علم خداوند قبل از ايجاد ، متعلّق به اين ثبوت علمى تابع اسماء و صفات خداوند مىباشد . مرحوم استاد علّامه در آخر درس اشكالى بر اين قول وارد كرده ، آن را ردّ نموده است .