صفات بهمعناى واحد بوده ، از قبيل الفاظ مترادف مىباشند .
قول حقّ
قول اوّل يعنى قول حكماء ، قول حقّ مىباشد سابقا ثابت گرديد كه واجب بالذّات علّت تامّهاى است كه همهء موجودات ممكن بدون واسطه يا با واسطهاى يا با وسائطى منتهى به او مىگردند . به اين معنى كه حقيقت واجب عين همان علّت است ( و طبعا ساير موجودات ، معلول او مىباشند بدون واسطه يا با واسطه ، اين ، مطلب اوّل ) .
و نيز سابقا روشن گرديد كه هر كمال وجودى كه معلول ، آن را دارد علّت در مقام عليّت ، واجد آن كمال به نحو اعلى و اشرف مىباشد ، پس براى واجب بالذّات ( بعنوان علّت همهء وجودات ) همهء كمالات وجودى مفروض ( در ساير موجودات ) محقّق است به اين معنى كه واجب بالذّات وجود صرف و خالص ، بوده ، عدم در آن ( و با آن ) آميخته نيست ( و اين نيز مطلب دوّم ) .
و نيز سابقا محقّق شد كه وجود او صرف بسيط بوده ، واحد است به وحدت حقّه پس در ذات ، تعدّد جهت و تغاير حيثيّت تصوّر نمىشود ( اين نيز مطلب سوّم ) .
پس با توجّه به اين سه نكتهء محقّق و ثابت ، نتيجه مىشود كه هر كمال وجودى مفروض در ذات واجب عين ذات او بوده و عين كمال و صفت ديگرى است كه براى او فرض شده است . و صفات ذاتى كه براى واجب بالذّات وجود دارد از لحاظ مفهوم ، كثير و مختلف و از لحاظ عينيّت خارجى و مصداق ، واحد مىباشد و اين بود مطلوب ما .
علّت ايجاد موجودات آيا ذات واجب است يا ارادهء واجب ؟
كلام برخى از فلاسفه كه علّت ايجاد ( موجودات ) را همان ارادهء واجب بالذّات ميدانند نه ذات متعالى او ، كلامى است كه معناى محصّلى ندارد زيرا مجالى براى اين سؤال هست كه مراد از ارادهء ذكرشده در عقيدهء اين قائل چيست ؟
اگر مراد از اراده ، صفت ذاتى است كه آن ، عين ذات است ، در اينصورت ، اسناد ايجاد ، به اين صفت ، عين اسناد ايجاد است بذات متعالى پس اسناد ايجاد به اراده و نفى آن از