تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦

فصل دوّم در براهين ديگر بر وجود واجب الوجود

[ برهان از طريق وجود موجود در هستى ]

از جملهء براهين « 1 » بر وجود واجب الوجود اين است كه در اين مطلب شكّى نيست كه موجود ، در عالم هستى ( قطع‌نظر از خصوصيّات و مشخّصات او ) تحقّق دارد ( و اين مقدار از واقعيّت براى همهء انسانها روشن و بديهى است ) . حال اين موجود يا شىاى از اين موجود اگر واجب بالذّات باشد همان مطلوب است كه واجب الوجود هست و اگر واجب بالذات نباشد درحاليكه آن موجود است پس ناچار ممكن بالذّات خواهد بود يعنى وجود او بر عدمش به جهت امر خارج از ذاتش كه عبارت از علّت است ترجّح دارد و گرنه وجودش بنفسه مرجّح خودش مىباشد و در نتيجه ، اين موجود ، واجب بالذّات خواهد بود درحاليكه آن را ممكن فرض كرده بوديم و اين خلاف مفروض است پس خارج از وجود خودش علّتى دارد حال علّت اين موجود ممكن ، يا ممكن ديگرى است مثل خودش يا واجب بالذّات است ، بناء بر شقّ دوّم ، مطلوب كه وجود واجب بالذات ثابت مىگردد و بنابر شقّ اوّل ، ( كه علّت اين موجود ممكن ممكن ديگرى است ) كلام را منتقل به علّت اين علّت مىكنيم همين‌طور به علّت علّت آن ، كلام انتقال پيدا كرده تا بالاخره سر از دور ( يعنى توقف شىء بر خودش كه برگشت تقدّم خودش بوجود ، قبل از وجودش مىباشد در صورتى كه
هامش
( 1 ) - مطارحات ص 388 و ص 387 - مباحث مشرقيّه ج 2 ص 450 - اسفار ج 6 ص 30 و ص 36 و ص 37 . ( شارح )