تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦

پرسشها :

1 - لازمهء حصول معلوم و حضور آن نزد عالم ، اتّحاد عالم با معلوم است خواه اين معلوم ، معلوم حضورى باشد يا حصولى آيا ميدانيد دليل آن چيست ؟ توضيح دهيد . 2 - اين اشكال : در علم حصولى معنائى ندارد براى اتّحاد عاقل كه عبارت است از موجود خارجى كه آثار خارج بر آن مترتّب است با معقول ذهنى كه تنها مفهوم ذهنى بوده ، آثار خارج بر آن مترتّب نمىشود » چگونه پاسخ داده مىشود بيان كنيد ؟ 3 - اشكال در علم شىء به خودش مثل علم ما به خود و نفس ما به اين نحو كه معلوم در آن عين عالم مىباشد و در اينجا كثرتى وجود ندارد تا اتّحاد صادق بيايد چگونه جواب داده مىشود ؟ توضيح دهيد . 4 - اشكال در اتّحاد عاقل با معقول در علم حضورى علّت به معلولش با علم حضورى معلول به علّتش به اين نحو كه واجب است بين علّت و معلول مغايرتى باشد و گرنه لازم مىآيد كه شىء بر خودش موجود متقدّم باشد . اين اشكال چگونه پاسخ داده مىشود ؟ 5 - اشكال در اتّحاد عاقل با معقول در علم يكى از دو معلول علّت ثالث به معلول ديگر به اين نحو كه لازم است مغايرتى در شخصيّت و تشخّص بين آن دو معلول باشد ، تشخّصى كه از اتّحاد بين آن دو جلوگيرى مىكند ، اين اشكال به چه نحوى پاسخ داده مىشود ؟ 6 - كلّى و جزئى را معنى كنيد و براى هركدام مثالى بياوريد . 7 - « عالم مثال » را تعريف و معناى دو قسم از عالم مثال بنام « عالم مثال اصغر و اعظم » را بيان كنيد و فرق بين آن دو ويژگيهاى هريك را نيز توضيح دهيد . 8 - اين نكته كه عوالم سه‌گانهء ( عالم مادّه - عالم مثال - عالم عقول ) نسبت بهم مترتّب بوده ، يكى در طول ديگرى قرار دارد به چه معنا است توضيح دهيد ؟