متمادى به عينه آنها را متذكّر مىشويم بدون اينكه كوچكترين تغييرى در آنها حاصل گردد پس معلومات محفوظ در خزانهء ذهن مقيّد به زمان نبوده و با تغيير زمان متغيّر نمىگردد .
پس صورت علمى بهر كيفيّتى كه باشد مجرّد از مادّه و داراى فعليّت بوده ، خالى از قوّه مىباشد پس وجود صورت علمى از وجود معلوم مادّى كه مورد حسّ ما واقع مىشود قوىتر مىباشد .
پس معلوم به هنگام علم حصولى به امرى كه براى آن يك نوع تعلّقى به مادّه است ويژگيهاى زير را دارا است :
اوّلا : معلوم ، موجود مجرّد مىباشد .
ثانيا : مبدأ فاعلى اين امر ، مادّه بوده .
ثالثا : واجد كمالات آن امر مادّى مىباشد .
رابعا : اين معلوم همراه وجود خارجى مادّه نزد نفس درككننده حضور پيدا مىكند . و آن ، علم حضورى است و بدنبال آن نفس ادراككننده به ماهيّت اين امر مادّى و آثار مترتب بر آن در خارج منتقل مىگردد .
پس علم حصول امر مجرّد از مادّه است براى امر مجرّد كه نفس است
يعنى علم ، حضور شىء براى شىء ديگر است .
تفصيل اين مطالب در متن درس ذكرشده مراجعه نمائيد .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٣٣٣