قرب به محراب مىباشد طبعا براى مأموم ، چنين حالتى وجود ندارد زيرا حالت مأموم ، دورى از محراب است كه اين ، براى امام نيست پس امام ، متقدّم و مأموم متأخّر است .
بديهى و معلوم است كه دو وصف تقدّم و تأخّر به اختلاف مبداء مفروض ( مثل محراب ) مختلف مىباشند همانطور كه در مثال نامبرده امام ، متقدّم ( نسبت به محراب ) و مأموم ، متأخّر است ( نسبت به محراب ) و اين ، در صورتى است كه مبدأ فرض و تقدير ما ، محراب باشد حال اگر فرض كنيم مبداء تقدير و فرض دربى ( از دربهاى يك مكان ) باشد چه بسا ممكن است امر بهعكس باشد يعنى مأموم نسبت به آن درب از امام متقدّم و امام ، متأخّر باشد .
و امر در مطلب بالا تفاوت نمىكند بين اينكه ترتيب ، وضعى اعتبارى باشد چنان كه در مثال سابق گفته شد ( مثل تقدّم و تأخّر و امام و مأموم نسبت به محراب كه به اعتبار حكم شارع كه امام بايد مقدّم بر مأموم باشد )
يا اينكه ترتيب ، طبعى باشد چنان كه فرض كنيم مثلا جسم سپس نبات سپس حيوان سپس انسان حال اگر مبداء جسم باشد نبات متقدّم است و حيوان متأخّر و اگر مبداء را انسان فرض كنيم حيوان متقدّم و نبات متأخّر است و اين نوع تقدّم و تأخّر ، تقدّم و تأخّر به حسب « رتبه » ناميده مىشود .
فلاسفه معناى تقدّم و تأخّر را عموميّت داده ، آن را در مورد شرف و فضل و خسّت و شبيه اين موارد را كه از قبيل معنويّات بوده و زيادت در آنها ، فرض مىشود مثل تقدّم عالم بر جاهل و شجاع بر ترسو اعتبار كردهاند .
پس اگر نوع را به ملاحظهء آثار كمالش مثلا اعتبار كرده ، مبداء قرار دهيم در اين صورت نسبت عالم و جاهل و شجاع و ترسو نسبت به آن مختلف ميگردند و اين نوع تقدّم و تأخّر بنام تقدّم و تأخّر به حسب « شرف » ناميده مىشود .
و از امور بالا نيز فلاسفه به تقدّم و تأخّر زمانى منتقل شدند از اين جهت كه دو جزء از زمان مثل امروز و ديروز ، در حامل بودن قوّهء اجزاء لا حق ، باهم مشتركند و لكن قوّهاى را كه امروز آن را حامل است ديروز نيز آن را حامل هست و عكس اين درست نيست زيرا ديروز ،
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٢٧٥