نظر دوّم در معناى بطؤ :
در حقيقت بطىء و تحديد آن ، نظر ديگرى ابراز شده و آن اينكه بطؤ در حركت با تخلّل سكون و قرار گرفتن آن در اجزاى حركت حاصل مىشود .
پاسخ آن ، اين است كه در گذشته گفتيم كه حركت ، امر متّصل پيوسته بوده ، داراى اجزاء بالفعل نيست و جزء بالقوّه ، قابل انقسام نيست ( تا سكون در ميان اجزاء حركت ، تخلّل پيدا كند ) .
تقابل بين بطؤ و سرعت در نظر ملّاصدرا ( ره ) تضادّ است « 1 »
نظر سوّمى در باب سرعت و بطؤ از مرحوم صدر المتألّهين در اسفار ذكر شده است و كلام ايشان در اسفار چنين است :
« بين سرعت و بطؤ ( از ميان انواع تقابل ) تقابل تضايف نيست ( يعنى آندو ، متضايفين نيستند ) زيرا دو امر متضايف در دو وجود ( ذهنى و خارجى ) باهم متلازماند و لكن سرعت و بطؤ نه در وجود ذهنى و نه در وجود خارجى با يكديگر متلازم نيستند ( يعنى يكى بدون ديگرى در خارج و يا در ذهن موجود مىشود ) .
و همچنين تقابل آندو از قبيل تقابل ثبوت و عدم ثبوت ( يعنى ايجاب و سلب ) نيست ( كه سرعت مثلا از قبيل ثبوت و ايجاب باشد و بطؤ مثلا از قبيل عدم و سلب ) زيرا حركت سريع و حركت بطيئى اگر در زمان مساوى باشند ( يعنى سريع و كند هردو در يك زمان مسافتى را بخواهند طى كنند ) شىء سريع از مسافت ، مقدارى را طىّ مىكند كه شىء كند و غيرسريع طى نكرده است .
و اگر مساوى در مسافت باشند ( يعنى هردو ، يك مسافت را بخواهند طىّ كنند زمان شىء كند بيشتر مىباشد ) پس براى يكى از آندو ، نقصان مسافت است و براى ديگرى نقصان زمان پس قرار دادن يكى از آن دو ، امر عدمى ترجيحى بر امر عدمى قرار دادن
هامش
( 1 ) - اسفار ج 3 ص 198 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 605 . ( شارح )