بوده ، خالى از قوّه مىباشند پس تغيير در آنها نيز واقع نمىشود ) .
[ وقوع حركت در مقوله كمّ ]
و امّا حركت در مقولهء كمّ ، عبارت است از تغيّر جسم در كمّ آن ، تغيّرى پيوسته و منظم و تدريجى مثل نموّ كه آن زيادت جسم در حجم آن بوده ، زيادتى پيوسته بطور منظّم و تدريجى مىباشد .
اعتراض
بر مطلب بالا اعتراض شده به اينكه نمّو تنها ، محقّق مىشود به انضمام اجزائى از خارج به اجزاء اصلى جسم پس حجم بزرگ لا حق ( بر جسم ) ، كمّى است عارض بر مجموع اجزاء اصلى و اجزاء اضافهشده بر جسم ، و حجم كوچك سابق عبارت از كمّى است كه عارض است بر خود اجزاء اصلى .
و اين دو كمّ ، ( يعنى حجم بزرگ لا حق بر جسم و حجم كوچك سابق ) دو كمّ متباين غير متّصل ( و غيروابسته بههم ) هستند به جهت تباين موضوع آندو كمّ پس نمّو ( در حقيقت ) زوال يك كمّ و پيدايش كمّ ديگرى است و از قبيل حركت نيست .
پاسخ اعتراض :
از اين اعتراض پاسخ گفته شده به اينكه در ضميمه شدن اجزاء جديد به جسم ، شكّى در آن نيست « 1 » لكن طبيعت ، اجزاء ضميمهشده را به صورت اجزاء اصلى ، متبدّل مىكند و به وسيله اين انضمام و تبدّل ، كميّت اجزاء اصلى ، زايد مىگردد زيادتى پيوسته و از روى نظم و بطور تدريج و اين ، از خصائص و ويژگىهاى حركت مىباشد چنان كه روشن است .
[ وقوع حركت در مقولهء اين ]
و امّا وقوع حركت در مقولهء « اين » ( يعنى هيئت حاصل از نسبت جسم به مكان ) امرى واضح و روشن است چنان كه در انتقالات اجسام از مكانى به مكانى ديگر ديده مىشود لكن بودن « اين » به صورت مقولهء مستقّل به ملاحظهء ذاتش ( فى نفسها ) خالى از شكّ و ترديد
هامش
( 1 ) - اسفار ج 3 ص 89 و ص 93 ( شارح ) .