تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

فصل پنجم در مبداء حركت و منتهاى آن « 1 »

سابقا گذشت كه خود حركت به ملاحظهء ذاتش ( بذاتها ) حالت انقسام به اقسامى را مىپذيرد و ( اينك مىگوئيم كه ) اين انقسام ، انقسام بالقوّه است نه بالفعل چنان كه در كمّ متّصل قارّ كه عبارت‌اند خطّ و سطح و جسم تعليمى ، چنين حالتى وجود دارد زيرا اگر انقسام ( كمّ متّصل قارّ به اين سه قسم ) انقسام بالفعل باشد ( و انقسام در اين اجزاء بالفعل نيز ادامه داشته باشد يعنى هر جزء از اين اجزاء بالفعل نيز انقسام بالفعل داشته تا آنجا كه چه‌بسا لازم مىآيد كه ) بعضى اجزاء از بعض ديگر منفصل شده تا آنجا كه قسمت ، منتهى مىشود به اجزائى كه وقوع آنها دفعى بوده و در نتيجه حركت ( به‌عنوان يك امر ممّتد و يك تغيير تدريجى ) باطل مىگردد ( و بطلان حركت در صورتى كه اجزاء بالفعل حركت از جنس حركت نباشد بلكه از جنس تغيير دفعى باشند پس در اين صورت حركت به‌عنوان يك تغيير تدريجى واقعيّتى نخواهد داشت امّا اگر فرض كنيم كه اجزاء بالفعل حركت در خارج مثل خطّ و سطح و جسم تعليمى از قبيل حركت باشند ناگريز بايد اين اجزاء نيز از اجزاء ديگر بالفعل تشكيل شده باشند و همينطور در اجزاء بعدى و در نتيجه يك حركت بايد اجزاء بالفعل بىنهايت داشته باشد و اين نيز قطعا محال است پس انقسام حركت به اجزاء ، انقسام بالقوّه است نه بالفعل ) . و هم‌چنين انقسام حركت با جزاء كوچكتر نمىايستد و متوقّف نمىشود در حدّى كه از
هامش
( 1 ) - طبيعيّات شفا فنّ اوّل مقالهء دوّم فصل اوّل .