فصل چهارم در انقسام تغيّر
سابقا شناختيد كه خروج شىء از قوّه بسوى فعليّت خالى از تغيّر در آن شىء نيست يا در ذاتش يا در احوال ذاتش اگر خواستى اين گونه تعبير بياور و بگو : « تغيّر يا در شىء ذاتى واقع مىشود چنان كه در تحوّل يك نوع جوهرى ( مثل تغيّر نطفه ) بنوع ديگرى جوهرى ( مثلا انسان ) يا در شىء عرضى واقع مىشود مثل تغيّر شىء در احوال عرضاش » .
تغيّر نيز يا تدريجى است يا دفعى ( و آنى )
تغيّر تدريجى بنام « حركت » ناميده مىشود و لازمهء تغيّر تدريجى اين است كه انقسام به اجزائى كه براى آنها ثبات و قرارى نيست و در ظرف وجود ، يكجا همهء اجزاء جمع نمىشوند ممكن باشد .
تغيّر دفعى ( كه عبارت است از تحوّل و تغيّرى كه دفعتا و آنا انجام مىگيرد و در يك آن يك شى تبديل به شىء ديگرى مىگردد و هيچ فاصلهء زمانى ميان وضعيّت سابق و وضعيّت جديد وجود ندارد ) به دو چيز نياز دارد يكى موضوعى كه قبول تغيّر مىكند و ديگرى قوّهاى كه سابق بر حدوث تغيّر و پيدايش آن است و تغيّر دفعى با اين دو جهت جز به حركت ، محقّق نمىشود زيرا سابقا شناختيد كه خروج شىء از قوّه به فعليّت به هر نحوى كه فرض شود تمام نمىشود جز به حركت ، منتها چون فرض ما اين است كه تغيّر و خروج از قوّه به فعل ، دفعى است نه تدريجى پس تغيّر دفعى ، از جمله معانى است كه منطبق است بر اجزاء و حدود آنى