خلاصهء درس چهل و يكّم :
وجود شىء در اعيان در اصطلاح فلسفه فعل و امكان وجود شىء قبل از تحقّقاش بنام « قوّهء » ناميده مىشود .
قوّه نزد عامّهء مردم و حكماء مراحل گوناگونى را گذرانده به اين ترتيب كه در اصل لغت بهمعناى بودن شىء به نحوى كه در آن افعال سخت و دشوار صادر مىشود سپس در معناى آن توسعه پيدا شده ، مبدأ انفعالات سخت و دشوار را « قوّه » و اثر موجود در فاعل را « فعل » ناميدند سپس در معناى آن دو توسعه قائل شده ، قوّه را بر مطلق مبدأ انفعالات گرچه در آن حالت دشوارى و سختى نباشد به كار بردند ، دليل اين توسعه و نتيجهء آن و ديدگاه حكماء در معناى قوّه و فعل در متن درس بيان گرديده است مراجعه نمائيد .
پس موجود مطلق به دو قسم تقسيم مىگردد :
1 - موجودى كه وجود آن فعليّت دارد .
2 - موجودى كه وجود آن بالقوّه است .
هر حادث زمانى از قوّهء وجود آن متأخّر است زيرا قبل از وجودش ، ممكن الوجود است يعنى جايز است كه متصّف به وجود باشد يا نباشد ، دليل آن در متن درس بيان گرديده است مراجعه نمائيد .
حالت امكان يك امر موجود در خارج مىباشد و تنها يك اعتبار عقلى نيست و دليل آن با ذكر مثالى در متن درس بيان گرديده است .
حالت امكان موجود در خارج از قبيل عرضى است كه قائم به موضوع خود مىباشد و اين عرض را « قوّه » و موضوع آن را « مادّه » مىنامند و نتيجه آن اينكه براى هر حادث زمانى ، مادّهاى سابق بر وجود حادث و حامل قوّه وجود حادث .
اين مادّه مىتواند با فعليّتى كه اين مادّه ، امكان آن فعليّت را حامل است متّحد باشد پس مادّه به ملاحظهء ذاتش قوّهء فعليّتى است كه حامل امكان فعليّت است بلكه بالاتر مادّه ،