تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

فصل دوّم در مراجعهء مجدّد در معناى وجود شىء بالقوّه و وجود شىء بالفعل و انقسام وجود به اين دو قسم

انواع جواهر ( از موجودات خارجى ) كه در اطراف خود مىبينيم تغيير را قبول كرده ( يعنى ) به صورتى غير صورت اوّلى درمىآيند مثل جوهر غير ( جسم ) نامى ( از قبيل جمادات ) ممكن است به جوهر نامى ( از قبيل نباتات ) تبدّل پيدا كرده و جوهر نامى ( مثل نباتات ) نيز ممكن است تبدّل پيدا كرده به صورت حيوان درآيند . ( بطور كلى ) اين تغيّر و تبدّل در انواع جوهرى ( از جسم مطلق - جسم نامى - و جوهر حيوانى و انسانى و . . . ) همراه تعيّن قابل ( يعنى چيزى از انواع جوهرى كه تبدّل و تغيّر را مىپذيرد ) و مقبول ( يعنى صورت يا نوعى است كه بعد از تبدّل و تغيّر تحقّق پيدا مىكند ) مىباشد و لازمهء آن ، اين است كه بين طرفين متبادل يكى نسبت به ديگرى موجود ثابتى وجود داشته باشد علاوه بر اين ، اين نسبت به قرب و بعد و شدّت و ضعف ، مختلف مىباشد پس نطفه ، به حيوان شدن از غذا نزديكتر است گرچه هردو ( نطفه و غذا ) مشتركند در امكان صيرورت آن دو به صورت حيوان . و ( روشن است كه ) قرب و بعد و شدّت و ضعف ، اوصاف وجودى بوده ، شىاى به اين اوصاف جز موجود متّصف نمىشود پس نسبت نامبرده ناگريز موجود است .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 169 | الشيخ حسين الحقاني