تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
شديدتر است از امكانى كه مثلا در غذا مىباشد .

نكتهء قابل تذكّر :

نكتهء قابل تذكّر اينكه اين امكان موجود در خارج ، از قبيل جوهر قائم بذاته نيست و اين واضح است بلكه آن از قبيل عرضى است كه قائم به موضوع خود بوده و موضوعش ، حامل آن مىباشد اين عرض را قوّه و موضوعى را كه حامل اين عرض است « مادّه » مىناميم . و نتيجهء آن اينكه براى هر حادث زمانى مادّه‌اى است سابق بر وجود حادث و حامل قوّه وجود حادث .

نكتهء ديگر : [ ( واجب است كه مادّه ابا و امتناع نداشته باشد از متّحد شدن با . . . ) ]

واجب است كه مادّه ابا و امتناع نداشته باشد از متّحد شدن با فعليّتى كه مادّه ، امكان فعليّت را حامل است و در غير اين‌صورت ( يعنى اگر مادّه از اتّحاد با فعليّت كه امكان آن را حامل است امتناع ورزد اين نشانه اين است كه ) اصولا مادّه ، امكان فعليّت را حامل نيست پس مادّه به ملاحظهء ذاتش ( فى ذاتها ) قوّهء فعليّتى است كه حامل امكان فعليّت است زيرا اگر خود مادّه ( فى نفسها ) ذات فعليّت باشد ( نه امكان و قوّهء فعليّت ) هرآينه از قبول فعليّت ديگرى خودارى و امتناع مىكند . بلكه بالاتر مادّه ، جوهرى است كه فعليّت وجودش ، اينكه قوّهء اشياء مىباشد لكن به جهت اينكه مادّه ، جوهر بالقوّه است قائم به فعليّت ديگرى است . هنگاميكه ممكن ، حادث گردد حدوثى كه فعليّت بوده ، مادّه آن ، امكان فعليّت را حامل است در اين‌صورت سابق بر اين ممكن ، باطل شده و فعليّت لا حق ، بجاى آن قائم و جايگزين مىگردد مثل مادّهء آب مثلا كه حامل قوّهء بخار است و اين مادّهء هنوز قائم به صورت مائيّت ( آب بودن ) است تا هنگاميكه آب تبديل به بخار شود در اين‌حال صورت مائيّت باطل و صورت بخار بودن بجاى آن جايگزين مىشود و مادّهء با صورت ( دوّم يعنى صورت ) بخارى تقوّم پيدا مىكند . ( و ناگفته پيدا است كه ) مادهء فعليّت جديد حادث با ماده فعليّت سابق زايل