تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

درس چهل و يكّم ( 41 )

مقدّمه :

وجود شىء در اعيان ( و ظرف خارج و تحقّق ) بطوريكه آثار مطلوب از آن شىء بر آن مترتّب مىشود بنام « فعل » ناميده مىشود و گفته مىشود : وجود شىء بالفعل است ( يعنى فعليّت دارد ) . و امكان وجود شىء قبل از تحقّق‌اش بنام « قوّه » ناميده مىشود و گفته مىشود : « وجود او بالقوّه است » ( يعنى هنوز به مرحلهء فعليّت نرسيده است ) . مثال آن ، نطفه است زيرا نطفه ، ما دامى كه نطفه است ، انسان بالقوّه ، محسوب مىشود و هنگاميكه اين نطفه تبديل به انسان شد انسان بالفعل گرديده براى او آثار انسانيّت ( از قبيل حسّ - حركت - رشد - تعقّل و تدبير و علم و . . . ) بر او مترتّب مىگردد .

مراحل گوناگون معناى قوّه

معناى كلمهء « قوّه » در نزد عامّهء مردم و حكماء مراحل گوناگونى را گذرانده است : « در اصل وضع ( نزد واضع لغت ) قوّه به‌معناى مبدأ افعال شاقّ ( يعنى كارهاى سخت و دشوار ) يعنى بودن شىء به ، حيثيّتى كه از آن ، افعال شديد صادر مىشود » . سپس در معناى آن ، توسعه پيدا شده و بر مبداء انفعالات سخت و دشوار « قوّه » ناميده