تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
امّا تقابل تناقض را به لفظ نسبت دادن مجاز بوده و در واقع وصف به حال متعلّق لفظ يعنى معناى آن مىباشد ) زيرا تقابل ، نسبت قائم به طرفين « قضيه » است و يكى از طرفين ، در دو امر متناقض ، عدم است و عدم ، اعتبار عقلى است و در خارج براى آن ، مصداقى نيست و اين ، بخلاف تقابل عدم و ملكه است زيرا بطورى كه به زودى خواهد آمد ، عدم در آن ، عدم مضاف به امر موجود است پس براى آن حظى از وجود ، هست پس تقابل در عدم و ملكه در حقيقت ، قائم به دو طرف بوده كه هر دو موجودند .

3 - ميان نقيضان واسطه وجود ندارد .

حكم ديگر تقابل تناقض اين است كه واسطه ، بين وجود و عدم ، در تقابل تناقض ، محال و ممتنع مىباشد پس هيچ يك از اشياء ، خالى از اين نيست كه يكى از نقيضين او ، صادق مىآيد . پس هر مفروضى مثلا يا زيد است يا زيد نيست و يا ابيض ( سفيد ) است يا ابيض نيست و همينطور . . . پس هر دو نقيض مفروض در تقابل تناقض ، شامل همه اشياء مىشود .

4 - نقيضان در صدق و كذب باهم جمع نمىشوند .

و نيز از احكام تناقض ، اين است كه نقيضين ، بناء بر سبيل « قضيهء منفصلهء حقيقّيه » هر دو صادق نيستند و نيز هر دو كاذب نيستند . مثل اين مثال : « در يك قضيّه يا ايجاب ، صادق است يا سلب » و اين قضيه ، از قضاياى بديهى اوّلى است كه صدق هر قضيّه مفروضى ، متوقّف بر اين ، مىباشد ، خواه ، آن قضيهء مفروضه ، بديهى و ضرورى باشد يا نظرى ( و اكتسابى ) . پس قول ما : « الاربعة ، زوج » يعنى « عدد چهار ، زوج است » صادق نيست مگر هنگاميكه نقيض آن‌كه عبارت از : « ليست الاربعة بزوج » يعنى « عدد چهار زوج نيست » كاذب باشد . و نيز قول ما : « العالم حادث » يعنى « عالم ، حادث است » صادق نيست مگر اينكه نقيض آن « العالم ، ليس بحادث » يعنى « عالم ، حادث نيست » كاذب باشد .