فصل ششّم در تقابل تناقض
« تقابل تناقض » يا « تقابل ايجاب و سلب » ( در قضايا ) مثل اين قول ماست :
« لباس ، سفيد است » و « لباس ، سفيد نيست » و يا از مفردات آنچه در معناى ايجاب و سلب مىباشد مثل انسان و ناانسان و كورى و ناكورى و معدوم و نامعدوم و نظاير اينها .
احكام تناقض :
[ 1 - تناقض بين ايجاب و سلب ]
1 - تناقض بين ايجاب و سلب محقّق بوده ، توضيح آن اين است كه :
دو امر متناقض ، باهم ، صادق نيستند و نيز ، باهم كاذب ، نيستند و اگر خواستى اين گونه تعبير بياور ، « لا يجتمعان و لا يرتفعان » يعنى « باهم ، در يك مورد ، اجتماع نمىكنند و از يك مورد نيز هر دو ، مرتفع نمىشوند » .
پس ، برگشت تناقض ، به يك قضيهء « منفصلهء حقيقيّه » است و آن ، اين است : « امّا ان يصدق الايجاب و امّا ان يصدق السّلب » يعنى يا ايجاب آن ، صادق مىآيد » ( يعنى از قضيه ، موجبه و مثبت آن صحيح مىشود ) و يا سلب آن ( يعنى قضيهء سالبه و نفى آن صحيح مىشود ) پس هر دو يعنى موجبه و سالبهء آن ، باهم ، صادق نمىآيند و نيز هر دو آن باهم كاذب نمىشوند .
پس تناقض در حقيقت ، بين ايجاب و سلب است و با اين ، منافاتى ندارد كه تناقض ، بين مفردات نيز ، محقّق شود .