تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
به طوريكه آن دو ، به يك مقدار واحد مشخّص برگردند و شكّى در امتناع آن نيست مگر اينكه اين ايراد به اين نحو دفع شود كه مانع در محاليّت آن ، اين است كه مكان ، بعد جوهرى مجرّد است بلكه مانع از تداخل آن دو ، يا هيولى است همراه مقدار يا صورت است همراه مقدار و يا هر دو همراه مقدار « 1 » . ( اين مقدار است كه محاليّت را در تداخل دو مقدار ايجاد كرده است نه بعد جوهرى كه عبارت از مكان مىباشد . ( پس مانعى عقلا وجود ندارد كه جسم با مقدار مشخّصى كه دارد در يك مقدار مجرّد حلول كند ) .

بحث دوّم :

سابقا شناختيد كه « اين » ، هيئت حاصل براى شىء است كه از انتساب شىء به مكان ، پديد مىآيد و كلام ، در بودن اين هيئت حاصل از اين نسبت است ، نه خود وجود نسبت نظير آنچه كه در اضافه گذشت .

بحث سوّم : اين حقيقى و غير حقيقى

« اين » به دو نوع : « اين اوّل حقيقى » و « اين ثانى غير حقيقى » تقسيم مىگردد : « اين اوّل حقيقى » بودن يك شىء است در مكان خاصّ خودش كه وسعت ندارد غير خودش در آن مكان با آن ، جاى بگيرد مثل بودن آب در كوزه ( كه جز اين آب ، آب ديگرى در آن ، امكان ندارد ) . « اين ثانى غير حقيقى » نظير اين قول است كه فلانى ( مثل على ) در اطاق است در اينجا ، اطاق ، تنها ، او را ( يعنى علىّ را ) در خود جاى نداده است بلكه او و غير او را از افراد انسانها كه مىتوانند در اطاق جاى بگيرند نيز گنجايش داشته ، شامل مىشود . ( پس اطاق ، مكان حقيقى براى على نيست و بودن على در اطاق نيز اين حقيقى براى او نيست ، زيرا افراد ديگر نيز مىتوانند در اطاق ، ساكن باشند ) .
هامش
( 1 ) - اسفار ج 4 ص 46 .