خلاصهء درس بيست و ششّم :
در مبحث « اضافه » چند بحث اساسى وجود دارد :
بحث اوّل معناى نسبت و آن هيئتى است كه به موضوع خويش قائم باشد و هفت مقوله از مقولات دهگانه از قبيل اعراض ، نسبى هستند پس نسبت ، رابطى است كه در غير خود ، موجود مىباشد و براى آن اصلا استقلالى نيست و نسبت ، بر شىء حمل نميشود . هيچ شىاى نيز بر آن حمل نمىگردد .
پس نسبت ، ماهيّتى ندارد توضيح بيشتر اين مطالب در متن درس داده شده مراجعه كنيد .
بحث دوّم اينكه نسبتى كه در مقولهء اضافه است متكرّر مىباشد و تكرّر نسبت در اضافه همان فرقى است كه بين مقولهء اضافه و مطلق نسبت وجود دارد .
اضافه هيئتى است كه از نسبت دادن يك شىء ( بنام منسوب و مضاف ) به شىء ديگر ( بنام منسوب اليه و مضاف اليه ) حاصل مىشود ، اين تعريف براى اضافه از قبيل حدّ منطقى نيست بلكه از قبيل رسم است .
و چه بسا از نسبت دادن يك شىء يعنى مضاف از آن ، خود مقولهء اضافه قصد مىگردد و آن را بنام « مضاف حقيقى » مىنامند .
و چه بسا از مضاف « موضوع مقولهء اضافه » اراده مىشود و چه بسا مضاف ، به كار برده مىشود و از آن موضوع و عرض هر دو باهم اراده مىگردد و آن را بنام « مضاف مشهورى » مىنامند . توضيح بيشتر آن در متن درس بيان گرديده است .
بحث سوّم - اضافه در خارج موجود بوده ، حسّ ، مؤيّد آن مىباشد و عقل ، وجود آن را از شىء منسوب و منسوب اليه ( مضاف و مضاف اليه ) انتزاع مىنمايد پس اضافه در خارج به وجود موضوعش موجود مىباشد بدون اينكه بازاء آن وجود جداگانهء مستقلّى براى آن باشد براى توضيح اين مطلب مرحوم استاد علّامه عبارتى از صدر المتألّهين نقل كرده است مراجعه كنيد .