تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
مىباشند ( و لازمست از حيث وجود و عدم ، باهم متكافىء باشند ) .

پاسخ نقض اوّل :

از نقض اوّل به اين نحو پاسخ گفته شده است كه معيّت و مقارن بودن اجزاء زمان ، آنى نيست به اين نحو كه هر دو جزء ، در آن واحد ، موجود باشند بلكه معيّت آن دو ، اتّصال آن دو جزء از زمان است در وجود واحد تدريجى كه معيّت آن دو در وجود ، عين تقدّم و تأخّر در وجود است همانطور كه وحدت عدد ، عين كثرت آن است . ( يعنى زمان ، يك وجود سيّال تدريجى بوده ، مىتوان براى آن اجزائى در ذهن در نظر گرفت و از آنجا كه اين اجزاء ، اجزاى يك واحد هستند ، مىتوان اين گونه فرض كرد كه اجزاى مفروض زمان در آن واحد با يكديگر جمع مىشوند و مقارن هم مىباشند و چون زمان يك وجود تدريجى است مقارنت اجزاى آن عين تقدّم و تأخّر آنها نسبت به يكديگر مىباشد ) .

پاسخ نقض دوّم :

از نقض دوّم به اين نحو جواب داده شده است كه اضافه ، تنها ، بين علم و بين صورت حاضر از معلوم است نزد عالم و صورت حاضر از معلوم نزد عالم ، معلوم بالذّات است نه معلوم بالعرض كه عبارت از عينيّت خارجى است . و امورى در آينده محقّق مىشوند ، به صورت معلوم بالذّاتش ، ( كه صورت موجود در ذهن از اشياء مىباشد ) ، نزد عالم به آن اشياء در ذهن حاضر است گرچه آنها به عين خارجىشان كه معلوم بالعرض است از ذهن غايب مىباشند . علاوه بر اين ، حقّ ، اين است كه علم ، عين معلوم مىباشد ( و اضافه و نسبت موجود بين آن دو نيز اضافه و نسبت اعتبارى است نه حقيقى همانطور كه تغاير ميان آن دو يك تغاير اعتبارى است نه حقيقى ) . چنان كه اين مسأله در مبحث عاقل و معقول به زودى خواهد آمد . تذكّر يك نكته : همانطور كه دو مضاف از لحاظ وجود و عدم و قوّه و فعل ، متكافىء مىباشند همانطور از لحاظ عامّ بودن و خاص بودن نيز متكافىء مىباشند و در نتيجه ، ابوّت