تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
عامّ ( پدر بودن ) متضايف با بنوّت عامّ ( پسر بودن ) و ابوّت شخصى و جزئى با بنوّت شخصى و جزئى متضايف مىباشد .

از خواصّ اضافه :

از خواصّ اضافه ، اين است كه بر جميع مقولات حتّى به خودش نيز ، عارض مىشود پس در جوهر مثل اب ( پدر ) و ابن ( پسر ) ( كه دو فرد از جوهر انسان بوده و اضافهء پدرى ( ابوّت ) و فرزندى ( بنوّت ) بر اين دو فرد عارض شده است ) و در كمّ متّصل مثل شىء بزرگ و شىء كوچك و در كمّ منفصل مثل شىء زياد و كم و در كيف مثل گرمتر و سردتر و در اضافه مثل نزديكتر و دور تر و در « اين » مثل بالا و پائين و در « متى » مثل قديمتر و جديدتر « جده » مثل پوشنده‌تر و برهنه‌تر و در « ان يفعل » مثل اقطع ( برنده‌تر ) و اصرم ( تيزتر ) و در « ان ينفعل » مثل شديدتر و ضعيف‌تر از حيث گرمى و در وضع مثل شديدتر از لحاظ مستقيم بودن قامت و منحنى بودن آن و . . .

بحث پنجم - اقسام اضافه :

اضافه به دو قسم : « متشاكلة الاطراف » و « مختلفة الاطراف » تقسيم مىگردد :

[ 1 . متشاكلة الاطراف ]

متشاكلة الاطراف اضافه‌اى است كه اختلافى بين اطراف آن نباشد مثل قريب و قريب و برادر و برادر و همسايه و همسايه و . . .

[ 2 . مختلفة الاطراف ]

و « مختلفة الاطراف » اضافه‌اى است كه بين اطرافش ، اختلافى باشد مثل پدر و پسر - عالى و سافل . و نيز اضافه ( به ملاحظهء طرف تحقّق‌اش ) منقسم مىشود به آنچه كه آن ، خارجى است ( يعنى هر دو طرف آن در خارج موجود مىباشد ) مثل پدر و پسر و آنچه كه آن ، ذهنى است ( يعنى هر دو طرف اضافه يا يكى از طرفين آن در ذهن موجود باشد ) مثل كلّى و فرد و اعمّ و اخصّ . ( پس طرفين اضافه يا هر دو خارج هستند يا هيچ‌كدام در خارج نيستند يا يكى از آن دو در خارج است و ديگرى نه ، « اوّلى » را « اضافهء خارجى » مىنامند و دوّمى و سوّمى را « اضافهء ذهنى » مىگويند ) .