تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
آن ، به اين نحو است كه به اشياء ملحق بوده و با مقايسهء برخى از اشياء به برخى ديگر ، تحقّق پيدا مىكند پس وجود آسمان به ملاحظه ذاتش ، همان وجود جواهر است و اما وجود آسمان ، با اين حيثيّت كه به هنگام قياس آن به زمين ، فوقيّت ، تعقّل مىشود همان وجود اضافات است « 1 » »

بحث چهارم : احكام اضافه

از احكام « 2 » اضافه ، اين است كه طرفين اضافه ( يعنى مضافين ) از لحاظ وجود و عدم و قوّه و فعل ، مكافىء مىباشند يعنى هنگاميكه يكى از طرفين اضافه ، موجود باشد ، ديگرى نيز ، موجود مىشود و هم‌چنين است كلام در طرف عدم ( يعنى اگر يك طرف اضافه معدوم باشد طرف ديگر آن نيز معدوم خواهد بود ) و هنگاميكه يكى از طرفين اضافه « بالقوّه » باشد ديگرى نيز ، « بالقوّه » مىشود و هم‌چنين است كلام در جانب « فعليّت » ( به اين ترتيب كه اگر يك اضافه حالت فعليت داشته باشد طرف ديگر نيز فعليّت دارد ) .

دو نقض :

گفتهء بالا ( كه طرفين اضافه از لحاظ وجود و عدم و قوّه و فعل مكافىء مىباشند ) به تقدّم و تأخّر در اجزاى زمان نقض شده است زيرا جزء متقدّم از زمان با جزء متأخّر از آن با اينكه از قبيل « مضافين » مىباشند و لكن با يكديگر موجود نمىشوند بلكه ) وجود يكى از آن دو ، ملازم عدم ديگرى مىباشد . و نيز گفتهء بالا ، بعلم ما به برخى از امور مستقبل ( يعنى امورى كه در آينده محقّق مىشود ) نقض مىگردد ، زيرا علم مربوط به آينده ، در زمان حال موجود است ولى معلوم در زمان حال معدوم بوده ، هنوز ، تحقّق پيدا نكرده است با اينكه علم و معلوم از قبيل مضافين
هامش
( 1 ) - مباحث مشرقيه ج 1 ص 431 - اسفار ج 4 ص 193 و ص 203 ( شارح ) ( 2 ) - اسفار ج 4 ص 204 .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 445 | الشيخ حسين الحقاني