پس نسبت ( كه وجود رابط مىباشد ) ماهيّتى ندارد براى اينكه ماهيّت ، چيزى است كه در پاسخ سؤال به « ماهو » واقع مىشود ( و از « نسب » به « ما هو » سؤال نمىشود ) و نيز مقولات از قبيل ماهيّات جنسى هستند پس ، نسبت ، از قبيل مقوله ، نيست و نه داخل تحت مقوله ( پس اساسا ماهيّت ندارد - دليل اوّل )
علاوه بر اين ، نسبت ، در برخى از مقولات ، متكرّر و متكثّر مىباشد و معنا ندارد كه ماهيّت ، متكرّر باشد مثل مقولهء « اضافه » كه در آن ، تكرّر نسبت ، واجب است ( و بيان آن به زودى خواهد آمد ) و ( مثل ) مقولهء « وضع » كه در آن ، نسبت برخى از اجزاء شىء ، به بعض ديگر و نسبت مجموع به خارج شىء ، ملاحظه مىشود و چهبسا ، ممكن است در مقولهء « وضع » نسبتهاى زيادترى يافت شود ( دليل دوّم ) .
پس ( از اين دو دليل كه در بالا براى اثبات اينكه اين مقولات همان نسبتهاى وجودى مىباشند اقامه شد ) روشن گرديد كه مقولهء « نسبت » ، هيئتى است كه قائم به شىء بوده ، از نسبت دادن اين چنانى و آن چنانى ، حاصل مىشود .
بحث دوّم : [ هيئت اضافه ]
اضافه ، هيئتى است كه از نسبت دادن يك شىء ( منسوب ) به شىء ديگر ( منسوب اليه ) حاصل مىشود « 1 » مثل هيئت اضافهاى كه در اخ ( برادر ) وجود دارد ، زيرا در هيئت اضافه ، نسبت دادن مثلا برادرى ( مثل زيد ) به سبب اخوّت به برادرش ( مثل خالد ) كه منسوب است به اين برادر ( يعنى زيد ) كه اين نيز منسوب است به برادرش ( خالد ) به سبب اخوت پس نسبتى كه در مقولهء اضافه است ، متكرّر مىباشد و تكرّر نسبت در اضافه همان فرقى است كه بين مقولهء اضافه و مطلق نسبت ، وجود دارد « 2 » زيرا وجود مطلق نسبت ، يكى بوده ، همواره قائم به
هامش
( 1 ) - قاطيغورياس شفا مقالهء چهارم - التّحصيل ص 31 و ص 404 و ص 412 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 430 اسفار ج 4 ص 189 - ص 192 و ص 198 و ص 200
( 2 ) - التّحصيل ص 409 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 166 - مقاومات ص 143 - مطارحات ص 270 و ص 272 -