بيشتر از امتدادى است كه براى جرمهاى جسم ، وجود دارد . پس لازم است كه وجود جسم به اين معنى براى ما به عنوان يك « اصل موضوعى » ( در مباحث مربوط به علوم طبيعى ) تلقّى شود .
آرى اگر قبول كنيم آنچه را گفته مىشود كه : « مادّه كه از آن قصد مىكنند اجسام اوّليّهء بسيار ريز ، قابليّت تبدّل ، به نيروى اتمى ( انرژى ) را دارد و اينكه آن ، مجموعهاى از اتمها و ذرّات انرژى متراكم ، مىباشد » ( در حالى كه هنوز با پيشرفت علوم و تكنيك حقيقت اين نيروى موجود در ذرّات اجسام و اتمهاى موجود آن ، بدرستى معلوم نشده است ) ولى اگر آن را به عنوان يك اصل موضوعى مسلّم فرض كنيم واجب است در بحث از احكام مادّهء نيروى اتمى ( طاقة ) را ، نوع عالى مترتّب بر جوهر ، قبل از جسم قرار دهيم سپس بحثهاى متفرّقه را به نحو مناسب با اين وضع و بر اين اساس ترتيب بدهيم ، ( دقّت كنيد ) .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٣٣٦