تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
و نيز اين جسم ( از اين جهت كه براى آن ، صورت اتّصال قابل ابعاد سه‌گانه است ) نسبتى با جسم ديگر به نحو تساوى و يا شمارش با آن و يا عادّ بودن به وسيلهء آن و يا مشاركت و يا تباين ، ندارد زيرا همهء اجسام كه داراى صورت اتّصال قابل ابعاد سه‌گانه هستند چنين ويژگىها را دارند ) بلكه اين اعتبار براى جسم ، تنها از اين جهت است كه آن داراى مقدار بوده و باز از اين جهت است كه جزئى از جسم آن را عادّ مىكند . ( يعنى جسم ، بتوسّط جزءاش ، قابل عدّو شمارش مىشود ) و اين اعتبار ، غير اعتبار جسميّت است كه آن را ذكر كرديم انتهى . بطور خلاصه ، اخذ كردن امتداد كمّى عرضى ( يعنى جسم تعليمى ) در ماهيّت جوهر علاوه بر اين‌كه فاسد است » خلط بين « اتصّال جوهرى » و « امتداد عرضى » است كه عبارت از « جسم تعليمى » مىباشد .

نظريّهء ارسطو در مورد جسم و بطلان آن :

نظرّيهء ارسطو ، اين بود كه جسم از « هيولى » و « صورت جسميّه » مركّب است و صورت جسميّه ، همان اتصّال جوهرى ( در اشياء است ) به نحوى كه نزد حسّ ( محسوس ) موجود است و آن ، بودن شىء است به حيثيّتى كه ممكن است در آن فرض شود امتدادهاى سه‌گانهء متقاطع بر زواياى قائمه در حالى كه قسمت به اجزاء غير متناهى را مىپذيرد . و امّا هيولى ، اثبات آن به زودى خواهد آمد و امّا « صورت جسميّه » كه عبارت از همان اتّصال جوهرى اشياء است ، توضيح آن قبلا گذشت . اين قول نيز ، مردود است به اينكه ( مسألهء ) مركّب بودن جسم از مادّه و اتصّال جوهرى قابل قسمت به اجزاء غير متناهى ، شكّى در آن ، نيست و لكن حجّت و دليلى ( كافى ) وجود ندارد كه دلالت كند بر اينكه جسم ، در اتصّال خود ، همانگونه است كه در نزد حسّ وجود دارد پس حسّ ، از خطا ، ايمن نيست ( از اين‌رو صحّت قول ارسطو مبنى بر اين است كه اثبات شود جسم در اتصّال خود همانگونه است كه در نزد حسّ وجود دارد ) . علماء علم طبيعى در سالهاى اخير بعد از آزمايشات دقيق فنىّ ، دريافته‌اند كه « اجسام مركّب از اجزاء بسيار ريز ( اتم ) است كه خالى از جرم نيست و بين اجزاى آن ، فواصلى چند برابر