تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

خلاصهء درس پانزدهم :

1 - ماهيّت به حسب حمل اوّلى نه موجود است و نه معدوم گرچه به حسب حمل شايع يا موجود است و يا لا موجود . اين است مراد كسانى كه گفته‌اند كه : ارتفاع وجود و عدم از ماهيّت بملاحظهء ذاتش من حيث هى ، از قبيل ارتفاع نقيضين از مرتبه و حدّ ذات است و اين نوع ارتفاع نقيضين محال نيست بلكه محال ارتفاع وجود و عدم از واقع مطلق يعنى از جميع مراتب واقع است . 2 - نظير وجود و عدم در خروج آن دو از ماهيّت يك شىء من حيث هى بملاحظهء ذاتش ، ساير معانى متقابلى است كه در حدّ نقيضين و قوهء آن است تا آنجا كه اين معانى متقابل را از لوازم ماهيّات شمرده‌اند تفصيل اين مطالب در متن درس ذكر شده است . 3 - براى ماهيّت در مقام تحقّق نسبت به خصوصيّاتى كه مقارن آن هستند اعتبارات سه‌گانه زير وجود دارد : 1 - اعتبار ماهيّت به شرط شىء . 2 - اعتبار ماهيّت به شرط لا . 3 - اعتبار ماهيّت لا به شرط . 4 - مقسم اين اقسام سه‌گانه ، ماهيّت و كلّى طبيعى بوده ، لا به شرط مقسمى ناميده مىشود . كلّى طبيعى در خارج موجود بوده ، واحد عددى نيست . 5 - اشتراك افراد در ماهيّت بنام « كليّت » ناميده مىشود پس ، كليّت از لوازم وجود ذهنى براى ماهيت است همانطور كه جزئيت و تشخصّ ، از لوازم وجود خارجى است . 6 - دو اشكال بر مبناى كليّت و جزئيّت وارد شده و مرحوم استاد علّامه در متن كتاب از اين دو اشكال پاسخ داده است مراجعه كنيد . 7 - اشياء مشترك در يك معناى كلّى به يكى از چهار طريق از هم تميز داده مىشود امّا جزئيّت كه آن به معناى امتناع شركت در شىء مىباشد و آن را شخصيّت مىنامند حقّ اين