وجود بحت و خالص واجبى است گرچه به لحاظ مفهومى ( و به ملاحظهء خود صفات و معناى آنها ) متكثّرند .
پس عدم انفكاك بين اين صفات ( محال و ممتنع براى ذات باريتعالى در مقام استدلال ) و ( اتّخاذ ) سلوك برهانى ( واحد ) در همهء اين صفات به لحاظ وحدت آنها به حسب مصداق مفروض است گرچه بحسب مفهوم ( اين صفات با مقايسه بعضى با برخى ديگر ) به صورت تلازم بين آنها درمىآيد همانطور كه وضع در صفات ثبوتيّه چنين است و از آن اين گونه تعبير آوردهاند كه صفات ذاتى مثل وجوب ذاتى مثلا ( بر واجب الوجود ) بالذّات بوده و به اقتضاى ذاتش مىباشد ( يعنى منشاء آن ، تنها ذات است ) در حالى كه بين شىء و خودش نه اقتضائى است و نه عليّتى ، اين است معناى آنچه گفته مىشود كه « إنّ الدّليل على وجوب الحقّ المبدع ، انّما يكون بنحو من البيان الشّبيه بالبرهان اللّمى » « 1 » « دليل بر وجود حقّ آفريدگار به نحوى است كه شبيه به برهان لمّى مىباشد » « 2 »
پس امتناع ماهيّتى كه ما از طريق محال بودن امكان در مورد واجب الوجود آن را بر ذات باريتعالى اثبات كرديم اين امتناع ماهيّت و امتناع امكان ، هر دو برگشتشان به اين است كه محال بودن وجوب ذاتى باريتعالى و بطلان آن ، امرى باطل و بىاساس مىباشد و عقل به هنگام استحضار اين معنى ، آن را به صورت وجوب ذاتى منتزع از عين ذات درآورده عرضه مىدارد .
تذكّر لازم :
اين نكته نيز قابل ذكر است : همانطور كه ملازمهء بين دو « ممتنع بالذّات » محال است همينطور محال است كه ممكن ، مستلزم ممتنع بالذّات باشد « 3 » زيرا اگر ( فرض كنيم ) تحقّق
هامش
( 1 ) - برهان لمّى در منطق و فلسفه برهانى را گويند كه از علّت پى به معلول مىبرند .
( 2 ) - شباهت دليل وجود مبدع بدليل لمّى از اين جهت است كه مخلوقات در حقيقت از سئون ذات خداوندى بوده و جلوهء او و از صقع ربوبى مىباشند در اين صورت استدلال و اثبات وجود او از طريق وجود مخلوقات ، به منزله و شبيه استدلال از علّت به معلول مىباشد ( شارح )
( 3 ) - اين اشكال در اسفار ج ص 191 - ص 196 ذكر شده است مراجعه كنيد .